Machine transcription
١١٤
بواسطه بی اعتمادی که بر مردم کابل داشت توقف نکرده شاهزاده حیدر ابن شاه زمان
را در شهر گذاشته بسوی پشاور رفت کابل در تصرف ثانوی محمود در آمده
محمود به نشان دادن امارات مراحم و شفقت خود به رعایا اغاز نموده فتح خان را به
وزارت خود برگزیده اختیار امور را بدست او داد.
و پسر خود شاهزاده کامران را به ولایت قندهار والی نمود
فتح خان سائر برادران خود را به فرمانفرمائی ولایات افغانستان مقرر کرد.
و در ضمن این وقائع شهزاده قیصر ابن شاه زمان را که خبر گریختن او به سوی ایران
قبلا تحریر گشته در ایران خبر پادشاهی کاکای خود شاه شجاع را شنیده به مملکت
خود عودت نمود در این اوقات بدست شهزاده کامران والی افتاده بورس آورده
که والی قندهار گردیده بود افتاده او را به قتل رسانید و شاه شجاع از پشاور کشیده
شده پس با عطاء محمد خان والی کشمیر باب مراسلات را کشوده از او پول امدادی
درخواست کرد عطاء محمد خان جواب داد که جواهری که نزد خود شما است اگر
میفرستید مبلغ سی لك روپیه به شما میدهم چون نزد شاه شجاع جز دریای نور دیگر
جواهر وجود نداشت (۱) آنرا نزد عطامحمد خان فرستاده مبلغ (١٥) لك روپيه
را نقدا از او گرفت و (١٥) لك ديگر را وعده تأدیه کرد
شاه شجاع دریای نور را برای عطا محمد خان والی کشمیر بگرو
داده لشکر برای جنگ بیاراست و بسوی پشاور حرکت داد تا بطرف کابل
آنها را سوق دهد چون این خبر به محمود رسید شاه زمان را که نزد
شاه محمود محبوس بود بیرون آورده مخاطب ساخته گفت که مملکت محل تهدید
خرابی و نفاق است خون مسلمانان بهدر میرود باید دست اتحاد بهم داده نفاق را
باتفاق مبدل و باموراتی توجه نمائیم که حسن عاقبت مملکت را فراهم میآورد
و بر من است که بر تمام فرائض و لوازم حیات شما برادران خود پرداخته هر کدام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
