Machine transcription
۱۱۰
مقاومت نمود تا که او را شکست داده پسرش را کشته و خودش را باسارت گرفته
به حضور شاه زمان فرستاد و شاه زمان به کور ساختن او امر داد .
خلاصه اینکه شاه زمان به كومك قاضی فیض الله خان و سر دار پائنده خان
و بختیاری خویش اورنگ پادشاهی را بعد از پدرش از دست مدعی خلاص نمود
با جود یکه امراء در بار نصائح خودرا در خصوص مقرر نه نمودن رحمت الله خان
به رتبه وزارت به گوش شاه رسانیدند اما شاه نشنید و رحمت الله خان را بر تبه وزارت
مفتخر ساخت از این رهگذر ماده فساد در جمعیت ایشان متولد گردید
که تفصیلات آن در آینده ذکر خواهد شد
وسیطره شاه زمان در بلاد دیگر که زیر سلطه آباء و اجداد او بودند نیافت مثل سنده
و كشمير وملتان و دیره شکار پور و بلخ در قبضه اقتدار او کاملا در آمدند .
بعد از ان شخصاً بسوی قندهار عزیمت نمود و در اثناء این گذارشات شهزاده محمود
برادر او در هرات دعوی استقلال کرده عساکر خود را مجهز ساخته جانب قند هار
حرکت داد .
زمانیکه شاه زمان خبر یافت بمقا بله او بر آمده در حدود گرشك و زمينداور
تلاقی فریقین شد .
اولاً شاه زمان از برادر خود شهزاده محمود در خواست صلح کرد لیکن محمود
به قوت خود مغرور بود از قبول صلح انکار کرد و نائره جنگ در گرفت و در
نتیجه محمود هزیمت خورده بسوی هرات فرار گردید وعده زیادی از امراء در بار او
بدست برادرش شاه زمان اسیر افتاده خزانه اش به قوه تصرف عساکر شاه زمان در آمد .
بعد از این واقعه به شر ایط ذیل صلح منعقد شد که هرات و فراه در قبضه حکومت شهزاده
محمود باشد و خطبه بنام شاه زمان خواند سکه را در آنولا بنام شاه زمان مسكوك سازد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
