Machine transcription
(٤٢٤)
هر سه دسته لشکر او در شوش ملاقی شدند و سخت ترین قسمت مسافرات خود را بانجام رسانیدند مورخه ٣٢٤ ق م .
حرکت بطرف بابل و مرگ اسکندر : سپس اسکندر ببابل رفت . میخواست آنرا پایتخت این ممالك پهناور بسازد و در آنجا مشغول تشکیلات آن شود و از طرف دیگر عربستان و نواحی بحیره خزر را نیز فتح کرده داخل قلمرو وسیع خویش گرداند اما در وقت عبور از صحراهای خشک و بی علف پارس دچار مرض ملریا شد . در شب ١٣ جون ٣٢٣ ق م در اثر حمله شدید ملریا وفات نمود . درین وقت ٣٢ سال داشت .
پلوتارك شرح مرض اسکندر را از روی روز نامه حوادث دربار چنین می آورد: ۱۸ ماه از بوس چون بر پادشاه تب عارض شده در اطاق حمام می خوابد . ۲۰ ماه استحمام می کند و قربانی عادی را بعمل می آورد و به استماع بیانات « نیار کس » از مسافرت دریای بزرگ مشغول میشود . ۲۱ ماه نیز همین کار را می کند . فردا صبح تب بسیار شدیدست ، در باب مشاغلی که در قشون بلاتصدی است با سرداران گفتگو می نماید و سفارش می کند که اشخاص کار آزموده را بکار بگمارند . . .
٢٤ ماه تب خیلی زیادست وقتیکه سرداران داخل میشوند چیزی نمیگوید ٢٦ ماه حال شاه بوضع سابق است . مردم مقدونیه که او را مرده می پنداشتند جلو در آمده بفریاد و تهدید راه را باز می کنند درها باز میشود و یکان یکان از جلو تخت او می گذرند . در حالتیکه قبائی بیشتر در بر ندارند . همان روز « پیطوس » و « سلوکوس » را بمعبد « سراپیس » می فرستند که بپرسند که اسکندر را در آنجا نقل بدهند یا نه ؟ جواب میدهد که همانجا که هست بگذارند ۲۸ ماه بعد از ظهر شاه میمیرد . (١)
(١) ص ٣٠٣ و ٣٠٤ تاریخ ملل شرق و یونان - آلبرماله و ژول ايزاك .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
