Machine transcription
( ٤٠٦ )
سرکردگان مقدونی که در جنگی از خارجیها شکست خورده بودند ساخته شده
بود . مقدونیان ازان مکدر شدند . و از خواننده بد گفتند . ولی اسکندر گفت که
دوام بدهد . کلیتس که از همه زیاد تر مست شده بود آنرا توهین بزرگ دانسته
برخاست وسخنان درشت گفته علاوه کرد، خونهای مقدونی است که ترا بزرگ
ساخته که نمی خواهی پسر فلیپ باشی و خودرا پسر آمون میدانی ! اسکندر بغضب
آمدوشور بالا گرفت . بزرگان داخل شدند تا هنگامه را فرونشانند . پلوتارك
می نویسد که(۱) . کلیتس هنوز از اطاعت سر می پیچید و باز حمت زیاد بواسطة
رفقایش از اطاق بیرون کشیده شد . ولی او دوباره باطاق ازدر دیگر داخل
شده به بسیار بی حرمتی اشعار اندروماش یوری پید Euripides’s Andromache
را خواندوقتیکه بیت ذیل را سرود : «افسوس ! در یونان چه احکام و چه چیزهای
بد جریان دارد !» اسکندرنیزه یکی از سپاهیان را گرفت وخودرا درعقب پرده
پنهان کرد . درموقعیکه کلیتس پیش می آمد با نیزه اورازد. كليتس بايك فرياد
وناله افتاد . غضب شاه فوراً زائل شدوبخود آمد . وقتیکه رفقایش را دید که دور
او جمع شده ساکتانه میدیدند نیزه را از جسم بیجان او کشیده میخواست
در حلق خود فرو برد . نفری گارد دست اورا گرفت و او را يكجائى
با طاقش بردند ! اسکندر تمام آنشب و روز را با گریه تلخ گذرا نید.
تیاری سفر هند: در بهار سال ۳۲۷ ق م جنگهای دوساله اسکندر درولایات
باکتر یانه و سوگدیانه بانجام رسید پس در فکر سفر هند شد، زیرا در موا قعیکه
بدون جنگ می ماند کارهای را مر تکب می شد که نام او را برز مین می زد
و نارضائی در قشون او تولید می گردید. اسکندر مجبور بود که همیشه قشون خودرا
مشغول بدارد . ازطرف دیگر جاه طلبی های بی حد و حصر او نیز سبب حر کت
او بطرف هند شد زیرا درافسانه های یونانی خوانده بود که هر کول و پاکوس پسران
۱ ـ ص ٥١ - ٥٢ سوانح اسكندر كبير تاليف پلوتارك .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
