Machine transcription
( ٤٠٤ )
يا روشانه يارخشانه دختر اوکسيارتس يکی از نجبای باختر بواسطۀ حسن خارقۀ
که داشت بيکی از قلاع سغديان فرستاده شد تا در آنجا محفوظ بماند درهنگام
لشکرکشیهای اسکندر بدست او افتاد وملکۀ اسکندر شد. شايد روشانه ازدرۀ
روشان ( که بجوار شغنان است ) باشد و درشرق رسمی است که بعض زنان را
باسم موطنش ياد ميکنند ( ١ ) تفصيل ازدواج اسکندر ورکسانه بدينقرار است :
دريك ضيافتی که ازطرف يکی از والیها بسليقۀ مردمان مشرق داده شده بود
دختران زيادی نيز ازخانوادههای درجه اول سغديان حضور داشتند رکسانه
نيز در آن ميان بود. اين دختر از حيث زيبائی ولطافت مثل ومانند نداشت
وبقدری دلربا بود که درميان آن همه دختران زيبا توجه تمام حضار را بخود جلب
میکرد. اسکندر عاشق او شده بود. کنت کورس گويد « پادشاهی که زن داريوس
ودختران اورا ديده بود که کسی در وجاهت جزرکسانه بايشان نمیرسيد ولی
باوجود اين نسبت به آنها حسياتی جز محبت پدر باولاد نپروريده بود درينجا
عاشق دختری شد که نه در عروقش خون شاهی جاری بودو نه از حيث مقام میتوانست
قرين آنها باشد. بزودی اسکندر بی پروا گفت لازم است مقدونیها و بومیها
باهم مزاوجت کنند تا محفوظ گردند واين يگانه وسيله است برای اينکه مغلوبين
شرمسارو فاتحين متکبر نباشند. بعد برای آنکه فکرخود را ترويج کند آشيل
پهلوان داستانی يونان را که ازنياکان خود میدانست مثل آورده گفت مگر
او يکی از اسراء را ازدواج نکرد. وبعد اسکندر ازشدت عشق درهمان محل امر
کرد موافق عادات مقدونی نان بياورندوآنرا باشمشير بدو نيم کرده نيمی را خودش
برداشت ونيم ديگر را بدرکسانه داد تاوثيقۀ زناشوئی آنان باشد. مقدونیها را
اين رفتار اسکندر خوش نيامد. زيرا در نظر آنان پسنديده نبود كه يك رئيس
محلی پدروزن اسکندرگردد ولی چون ازو میترسيدند هرآنچه از و سرميزد با سيمای
(١) ص ٨٨٥ اثر موست ايشيا .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
