Machine transcription
(٣٦٥)
کشته شد. گویند که منشأ قتل او زنش اولمپیاس و اسکندر پسرش بوده.
اسکندر بعد از مرگ فلیپ بر جایش نشست. مشارالیه سومین اسکندری است
که پادشاه مقدونیه شده. تولد او در شهر پلا در سال ٣٥٦ ق م اتفاق افتاد پدرش فلیپ
پسر «امینتاس سوم» مقدونی و مادرش المپیاس دختر (نه او پ تو لم) Néoptolème
پادشاه مردم مولوس Mollosse بود که خود را از احفاد آشیل Achille پهلوان
افسانوی یونان میدانستند. و چون شاهان مقدونی خود را از نژاد هر کولس نیم
ربالنوع یونان میخواندند لذا نسب اسکندر از روی اساطیر از طرف پدر به هر کولس
و از طرف مادر به آشیل میرسید. اسکندر در سال ٣٣٦ ق م بر تخت نشست
و درین وقت سنش به بیست بالغ میگردید.
اسکندر جوانی بود پست قامت، سفید پوست، قوی الاعضا، بینی مانند
بینی عقاب و چشمهای مختلف اللون داشت. نگاهش نافذ و ذکی و فوقالعاده عصبی
بود. موسیقی را دوست داشت و اشعار هومر را بر همه شعرا ترجیح میداد. در
عسکریت ذوق خاصی داشت و سوار کار ماهری بود.
مردم اعتنائی باو نداشتند و او را بچه میپنداشتند ولی اسکندر نطقهای جذاب
نموده و در دل ایشان جای گرفت. بعضیها را که سر از اطاعت او کشیده بودند
مطیع ساخت. و بعد از آن با ترتیباتی که پدرش گرفته بود بطرف مشرق
قشون کشی نمود.
دولت هخامنش: در مشرق پادشاهی سلسله هخامنش روبزوال بود و داریوش
سوم پادشاه فارسی چندی قبل از مرگ فلیپ پادشاه شد. بعد از دارا و خشیارشا
امور ملک بدرستی پیش نرفته بود و اقتدار هخامنشیان محکوم به فنا بود. داریوش
اطلاع داشت که دولت او با چه خطری مواجهه است، اما مرگ فلیپ اورا راحت
ساخت و دشمن را حقیر شمرد. اصلاً هم این مرد روح جنگ آوری نداشت
و در چنان موقعیکه دولت هخامنش دچار بحران بود بایستی کسی ادارۀ کشور را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
