Machine transcription
( ۱۲۱ )
علمدار عبدالرحمن بر زمین هلاکت افتاد و لشکر او دوباره بسوی شهر عقب نشینی
نمودند. این مرتبه طاهر شهر را بکلی تحت محاصره قرار داده و روز بروز حلقه
آنرا تنگ تر می نمود. چون راه شهر از هر طرف بسته شده بود و آذوقه و لوازم
زندگانی به آن نمی رسید بالاخره پس از یکماه محاصره اکثراً عساکر عبدالرحمن
هلاك و مابقی د و چار قحطی و گرسنگی شدند بنا بر ان عبد الرحمن
به نزد طاهر کس فرستاده برای خود و عساکر محصور خود امان خواست طاهر
هم شرایط او را پذیرفته بغدادیان شهر همدان را تخلیه و بطاهر وا گذاشتند.
طاهر پس از تسخیر همدان به پاك نمودن اطراف و نواحی آنو لا از وجود دشمن
مشغول گردیده و در همین سنه ١٩٥ قزوین و بعضی شهرهای نسبتاً كوچك دیگر
را از قبیل کورا لجبال وغیره از دست عمال و کارمندان امین بیرون آورده
متصرف گردید.
* * *
در همان موقعیکه عبدالرحمن بن جبله با بیست هزار عسکر بطرف همدان
فرستاده شده بود محمد امین بسرعت ممکنه سواره نظام دیگری نیز از اهالی بغداد
ترتیب داده بسر کردگی عبدالله و احمد پسران جرش (۱) بكمك عبدالرحمن بجنگ
طاهر فرستاد و به آنها امر نمود که به محل قصر اللصوص فرود آمده و به اوامر
عبدالرحمن سپه سالار کل لشکر مطیع باشند و به تحت نظر او بجنگ بپردازند
بعض میگویند که چون طاهر در خواست و شرط تسلیم شدن عبدالرحمن را
پذیرفت و عبدالرحمن شهر را تخلیه کرد فی الفور خدعه حربی نموده در حالیکه
بحالت تسلیم شدن به عساکر طاهر نزدیک میشد حمله ناگهانی نموده خراسانیان
را غافل گیر کرد، ولی طاهر و سپاه دلیر و شجاعت و معنویات را از دست نداده
اولاً مدافعه و سپس به تعرض شدید پرداختند و جنگ مدهش در گرفت در حالیکه
(۱) جز دهم تا ریخ طبری طبع مصر .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
