Machine transcription
(٦٦)
و پوست پاکیزه ، و زبان فصیح خودش بزودی مرکز يك جمعیت عظیمی گردید.
ابومسلم میدید که يك عده از خانوادۀ بنی هاشم از طرف حجاج از وطن شان طرد و در بلخ
وسائر بلاد خراسان نفی وتبعیذ گردیداند، وعده هم از خاندان عباس در کوفه
و حجاز باکمال ذلت در زیر فشار دولت اموی زنده گی میکنند، ابو مسلم
مصمم شد از نام این خاندانها برضد امپراطوری اموی استفاده و بجلب و همکاری
سائر مسلمین به پردازد و در نتیجه دولت خراسانی تشکیل کند. از دیگر طرف
خانواده بنی عباس که از مظالم بی پایان بنی امیه می نالیدند نیز از مدتی باینطرف
در صدد رهائی خویش بر آمده و بر علیه حکومت اموی در خفاء مشغول کار بودند،
اما عباسی ها بالاخره ازین اقدامات مذبوحی خودخسته و از طرف تمام ممالك
اسلامی مأیوس گردیدند، آخرین امید گاه اینقوم صلابت ملیه خراسان بود،
ولهذا از مدتی مراجعه باین کشور نموده و توسط اعزام نمایندها و مبلغین
ومکاتیب ترحم وهمکاری رؤسای خراسان را جلب می نمودند. محمد امام
عباسی هنگامیکه مبلغین خودش را برای دعوت مردم بخلافت خود اعزام مینمود
چنین خطاب کرد: مردم بصره عثمان پرست و از کشاکش کناره گیرند و گویند
بنده خدامقتول باشد بهتر است تا قاتل. اهالی جزیره خارجی و فراری هستند
وباآنکه عربند بروم مانند و با آنکه مسلمانند اخلاق مسیحی دارند، اهالی
شام با ما دشمن و جز آل سفیان دیگری نشناسند، مردم مکه ومدینه ابوبکر وعمر
میخواهند، پس شماها بایستی متوجه خراسان شوید که شجاعت آنها معلوم، وقلوب
شان از عقاید مختلفه بلکه از دین تهی و از فساد خالیست، ایشان آزار دیده مستعد
انفلاق و خواهان تغیر خلافت میباشند، آری خراسانیها پیکر قوی ، سینه پهن،
سربزرگ ، ریش انبوه ، صدای هولناك ، سخن درشت، دهن دهشت آوردارند .»
در سر تشکیلات مخفی عباسی همیشه يك نفری ازینخاندان بعنوان امام قرار
میداشت و در وقت ابو مسلم این رئیس ابراهیم امام بود که پدرش محمد مؤسس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
