Machine transcription
(٤٧)
کرده با کابلشاه رزم داد و بزودی بین طرفین مصالحه بر قرار ورتبیل شخصاً
بسیستان آمد. وبغرض استطلاع از اداره وقدرت عرب ببصره رفت؛ و در آنجا باریاد
که عنوان امیر خراسان داشت ملاقات کرد و بر گشت . در سال ٥٣ امیر معاویه
خراسان مفتوحه را به عبیدالله بن زیاد داد و او برادر خود عباد را بحکومت
سیتسان اعزام کرد. ولی اوهم مجبور شد باستقامت کابل بقند هار عسکر کشد
و در آنجا با عساکر رتبیل که خودش را حکمران بالاستحقاق ولایات جنوب
هندوکش تاها مون سیستان ودریای سند میدانست زرم دهد؛ البته درینجنگ نیز
عرب موفقیت بزرگی حاصل نکرد و عباد مراجعت نمود. همینکه امیر معاویه در دمشق
از دنیا چشم پوشید ( ٦٠ ) سیستانیان ادارات عربی را برهم زده وعباد را مجبور
کردند ببصره عودت کند اما او تنها نرفت ؛ و توانست خزانه سیتسان را که بالغ
بر بیست ملیون درهم بود هم در بصره به برد .
یزید ورتبیل : در سال ٦٢ از طرف یزید مجدداً دو نفر برای تنظیم امورسیستان
مقرر و وارد زرنج شدند ؛ اینها یزید و بو عبیده بن زیاد بودند ؛ یزید بکابل
لشکر کشید و کابلشاه بمقابله شتافت در جنگی سختی که واقع شد سپاه عرب کشته
واسیر فراوانی داد و فقط عده محدودی توانستند بفرار موفق شوند؛ در جمله مقتولین
جنگ یکی هم خود یزید حاکم وقوماندان عرب ؛ و در جمله اسراء برادرش
بوعبیده شامل بود ؛ خلافت دمشق ازینخبر بهم برآمده سلم بن زیاد را برسیدگی
امور خراسان مقرر؛ و او طلحه الطلحات را بسیستان اعزام کرد ؛ طلحه اوضاع
ولایت را بنوعی دید که مجبور شد با مردم از در محبت ومدارا پیش آید ؛ مردم نیز
اورا دوست گرفتند ؛ و او با کابلشاه داخل مفاهمه شده و بالاخره توانست بوعبیده
وسائر اسراء عرب را در بدل اداء نیم ملیون درهم از رتبیل خلاص کند . در سال
٦٣ عبدالله بن طلحه ویکسال بعد خود طلحه حاکم سیستان شده و بامردم بمدارا
پیش آمدند ؛ ولی بزودی مردم وعسکر برضد یزید شورش نمودند و تاخلیفه در
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
