Machine transcription
( ١٩ )
این طبقه برهانگین و آخرین حکمران شان لکه تورمان است . سلسله دوم
عبارت از طبقه برهمن است که در اوائل سمت وزارت طبقه نخستین را داشته
و بعد ها کالار نام موسس این سلسله اقتدار پادشاهی را از شاهان متبوع
خود سلب و در دست خویش گرفت ، و اینها بیشتر در تاریخ عنوان برهمن-
شاهیان دارند . در هر حال هردو سلسله کابلشاهان از قرن شش تا یازده مسیحی
در جنوب هندو کش حکمرانی و در کابل مرکزیت داشته بادین بودائی و برهمنی
بسر میبردند ، پادشاهان این سلسله در طول قرون مدافع حکومت خویش در برابر
تورکها ، ساسانیها ، هندبها و عربها بوده از ولایت کابل تا رودخانه سند و هامون
سیستان فرمان میدادند ، تا آنکه دولت صفاری افغانستان بمیان آمده و قلمرو
کابلشاهان محدود ، و متعاقباً دولت غزنوی قدم بقدم ایشان را از کابل
بطرف شرق در لغمان و پشاور ، دراتك و ویهند و بالاخره در پتهنده آنطرف
ستلج راند تا اینکه بکلی از بین رفتند ، اینها در سواحل سند هم از جنوب
کشمیر تا حدود ملتان حکومت میراندند . باقی ححص کشور در علاقهای خورد
و بزرگی تقسیم و هر يك حکمرانی مخصوص از خود داشت ، مورخین عرب
القاب این امراء را بقرار ذیل تعین میکنند : - کنار ( شاه نیشاپور) ماهویه
( ملك مرو) زاذویه ( ملك سرخس ) بهمنه ( ملك ابیورد ) ابراز ( ملك نسا )
بر از بنده (ملك غرجستان) کبلان ' ملك مروالرود) فیروز (شاه زابلستان) کابلشاه
(شاه کابل) ترمذ شاه (ملك ترمذ) شیر بامیان (ملك بامیان) خداه ( شاه جوزجان)
خسرو (ملك خوارزم ) رتبيل ( ملك سجستان رخج . داور ، کابل ، ) برازان
( ملك هرات ، بادغیس ' پوشنج مکران شاه شاه (مکران) قیقان شاه شاه قلات
بلوچستان قشمیران شاه ) شاه کشمیر ( چنین میدانیم که اغلب این حکمرانان
محلی منسوب به بفتلیهای قدیم افغانستان بوده و بعد از انقراض آن شهنشاهی
بزرگ در هر کنج و کنار مملکت دائره حکمرانی خودشان را محفوظ
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
