Machine transcription
( ٥٢٢ )
افغانستان مثل ( داور ) ( زرشان ) ( زابلستان ) ( فرزان ) و ( سکاوند ) را خوانده که منجمله سه نقطه آنرا که عبارت از « زمین داور » و زابلستان ( غزنه و اطراف آن ) وسکاوند ( لوگر ، دهکده ئی هم هنوز بنام سکاوند یا سجاوند در لوگر موجود است ) بدون تردید معین خواسته است . این مسکوکات بلاشبهه در همین نقاط بضرب رسیده وبلاشبهه وانموده میکند که امرای محلی در این جاها وجود داشت که تحت اثر دولت کاپیسا بودند .
زندگانی مذهبی و رهبانان : زوارچینی که قصد مسافرتهای شان در آریانا و هند دیدن معابد و ملاقات روحانیون و معاینه آثار و کتب مذهبی بود هر کدام به نوبه خود وهیوان - تسنگ ( که بفاصله ١٤ سال از ٦٣٠ تا ٦٤٤ م ) در نیمه اول قرن ٧ درآمد و رفت خود از نقاط مختلف مملکت ما میگذرد ) از همه بیشتر ودقیق تر از چگونگی حیات مذهبی و جامعه رهبانان و روحانیون ومعابد وسنگهر مه ها و استوپها وغیره صحبت میکند که با تحلیل و ترکیب معلومات او و دیگران ذکر خلاصه ئی در اینجا نه تنها بی مورد بلکه نهایت مفید و ضروری است .
باوجودیکه در نیمه اول قرن ٧ بواسطه سلطه توکیوها (ترکها) در تخارستان مملکت از نقطه نظر تشکیلات سیاسی با تیغه هندو کش در وسط بدو حصه تقسیم شده بود و در این دو حصه و مناطق متباقی امرای محلی متعددی جزء و خارج دو مرکز سیاسی قندوز و کاپیسی وجود داشت معذالک در نیمه شرقی مملکت (به نسبت خط بلخ - قندهار) که هیوان - تسنگ ازان میگذرد چه در صفحات شمال و چه مناطق جنوب آئین بودائی عمومیت داشت که بیشتر مردم از تخارستان و باختر گرفته تا بامیان پیرو طریقه كوچك نجات (هنایانا) بودند و در کاپیسا و حصص شرقی پیروان طریقه بزرگ (مهایانا) و كوچك ( هنايانا ) پهلوی هم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
