Machine transcription
فصل چهارم
۹۱
منصرف شده با خود گفتم چون او را بتخت سلطنت نشانیدهام باید در هر امری با او همرا
داشته باشم علیهذا همهجا حکام مقرر نموده از راهاندخوی عازم میمنه شدم مراسله هم
بعمویم نوشته از روانه شدن خودم باو اطلاع داده و اظهار داشتم یقین دارم روزی
خواهد آمد که از اینکار پشیمان خواهد شد وقتی بیک منزلی میمنه رسیدم کاغذی از عمویم رسید
که نوشته بود پسرهای (شیرعلیخان) بطرف قندهار شکر کشیدهاند و (فراه) را گرفتند
و از من خواهش کرده بود نصف لشکر خود را بکابل فرستاده بقیه را بجهت محاصره میمنه خود
نگاه دارم و نیز خواهش کرده بود نورچشمی او را هم یعنی (محمد اسماعیل خان) با این شکر
بفرستم بجواب این احکام نوشتم از این اتفاقی که حالا واقع شد و قبلاً شما را مستنبه ساخته بودم
از آنجائیکه شما گوش بحرف من ندادید و حالا بجهت من غیر ممکن است با نصف لشکر خود میمنه
را محاصره نمایم لہٰذا نه خودم میتوانم نزد شما بیایم و نه اینکه کمک بجهت شما میتوانم بفرستم
بعد از دادن این جواب عازم بطرف میمنه شده بوه بو رو را نجا سنگرها ترتیب داده
خودم بالای تپه که موسوم بتل عاشقان) و تقریباً هزار و پانصد قدم از قلعه مسافت داشت
مشرف بر قلعه بود چادر زدم وقتی مشغول محاصره شدم مراسلهٔ دیگری از عمویم بمن رسید
نوشته بود پسرش (محمد عزیز خان) در قندهار از (محمد یعقوب خان) شکست خورده و
اسیر دست او شده است و محمد یعقوبخان) محال پشت رود را هم متصرف گردیده
و نیز حکم داده بود فوراً نصف لشکر خود را نزد او بفرستم ولی بازهم انکار نموده اظهار داشتم
چون در مقابل خصم میباشم و مشغول محاصرهٔ میمنه هستم لشکرم اینقدر کفاف نمیکند نصف
اورا نزد شما بفرستم و حکم دادم سختی بقلعه میمنه یورش ببرند ولی نتوانستم قلعه را تصرف
نمایم چراکه (محمد اسماعیل خان) ضمناً بدشمن اطلاع داده بود که در کدام ساعت ما خیال یورش
داریم لکن از این حمله سختی که بدشمن نمودم دانستند اگر دفعه ثانی یورش ببریم احتمال دارد نتوانند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
