Machine transcription
فصل چهارم
۸۸
وارد شدم میرهای مذکور از مال این کار متوهم شده بطرف (آقچه) و (اندخوی) و
(شیرغان) و (میمنه) فرار نمودند قلعه (نملک) را محکم نموده بساعی شدند بجهت حمیت
کردن با من لشکر ردیف تهیه نمایند من از تاشقرغان بمزار شریف و از آنجا به نخیزیل
رفتم چند روز بعد از ورود من صاحب منصبهای توپخانه و لشکر پیاده نظام ابوقعی
(محمد اسماعیل خان) بمن اطلاع دادند که حالات (محمد اسماعیل خان) نسبت بشما
صادقانه معلوم نمیشود مشعوف خواستیم شد اگر شما ما را بعساکر خود داخل نمائی
من جواب دادم چون عمویم (امیر محمد اعظم خان) شما را مقرر داشته است تحت حکم
(محمد اسماعیل خان) باشید تا اجازه عمویم نرسد نمیتوانم شما را تبدیل نمایم و بآنها
وعده دادم بعمویم مینویسم و نوشتم عمویم بجواب نوشت هر کس بر خلاف فوجیقتی
(محمد اسماعیل خان) مذاکره نماید مفسد و کذاب خواهد بود من این مراسله را بصاحب
منصبهای مذکور قرائت نموده عازم (نملک) شدم زیرا که مخالفت من در آنجا جمع شده
بودند پس از ورود بآنجا بآنها مذاکرات دوستانه نموده بقرآن قسم خورد و خیلی سعی کردیم
که آنها را منصرف نمایم که جنگ نکنند و خود را خراب نمایند ولی آنها باستظهار استحکام
قلعه اظهارات مرا رد نمودند چرا که گذشتن از خندق قلعه که تقریباً سیصد ذرع اطراف آن
و پنجاه ذرع عرض داشت غیر ممکن بنظر میآمد روز بعد توپهای خود را ترتیب داده اوّل
طلوع آفتاب بلشکر حکم دادم یورش ببرند سه ساعت بظهر مانده دروازه و دو برج قلعه را
خراب نموده لشکر من ده هزار بند علف خشک در خندق ریخته پل ساختند و راه عبور
پیدا کرده بدیوار قلعه رسیدند یاغیها و اهالی قلعه دسته های بزرگ نی را آتش زده
بسر و صورت لشکریانی که جلو میرفتند میریختند وقتی هم که لشکریان بدیوار قلعه بالا میشدند
با شمشیر ده با نمد حصه مینمودند با وجود این لشکر من در آنجا جا گیر شده اگر چه مفصد نفر از آنها
۰۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
