Machine transcription
فصل سوم
۷۹
روانه شدیم چون سلسله کوهی بین ما حایل بود شکر من از یک طرف و شکر (شیر
علیخان) از طرف دیگر کوه طی طریق مینمودند ما امیدوار بودیم قبل از
(شیر علیخان) وارد قندهار شویم (شیر علیخان) خیال داشت در بین راه از ما
جلوگیری نماید باین قسم تا پنج روز طی مسافت نموده عساکر ما از یکدیگر تقریب
بفاصله پنجهزار قدم دور بودند ولی هیچیک از این دو لشکر حاضره نبودند حمله نمائید
روز پنجم بمقامیکه بجهت جنگ خیلی مناسب بود وارد شدیم و (شیر علیخان) هم
توقف نمود من چند عراده از توپهای خود را با میدتی روی کوه گذاشتم که خیال
دشمن را بآنطرف منصرف نمایم وبقیه توپهای خود را عقب کوهها پنهان کرده تمام
بسته زیادی خود را جلو فرستادم (بجنرال نصیرخان) و (عبدالرحیمخان) حکم دادم
که با سه فوج پیاده نظام و یک هزار پیاده ردیف مغار با نیکه سر راه عبور
(شیر علیخان) بود مستقرف شوند وقتی (شیر علیخان) دید راهرا باو گرفته ام مجبو جنگ
شده صفوف شکر خود را اراسته نمود قلیلی از لشکر مرا بالای کوه دید و نیز شنیده
که بنه خود را جلو فرستاده ام بصاحب منصبهای خود گفت چون لشکر دشمن اندک
است یک مرتبه حمله مینمائیم لهذا بطرف سوارهای من که بالای کوه بودند یورش برد
همانوقت باشخاصی که پنهان بودند حکم دادم بیرون بیایند و جنگ کنند وقتی جنگ
خوب سخت شد و طرفین نزدیک بود خسته شوند (عبدالرحیمخان) و (جنرال نصیرخان
را خواسته حکم دادم از پهلو و عقب دشمن حمله نمایند باندک فاصله لشکر (شیر علیخان)
شکست خورده بطرف قندهار فرار نمودند سوارهای خود اجازه دادم بنه او را
تاراج نمایند و نیرسی و پنج عراده توپ از آنها گرفته بعد از آن با ردوی خودم که
تقریبا سه فرسخ و نیم دور بود رفته با کمال راحت خوابیدم زیرا که در مدت پانزده روز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
