Machine transcription
۵۹
فصل چهارم
اشخاصی که در حضور من هستند می بینم اکثر شبها مشغول مطالعه و نوشتن جواب مراسلات
میشوم و سر مرا بند نمی کنم یا ملتفت نمی شوم که شب گذشته است و صبح نمودار شده است
و حکایت من مثل حکایت عاشقی ست که در مشرق زمین باسم مجنون معروف ست مجنون
با لیلی آن قدر تعشق داشت که روزی سگ لیلی را دیده عقب آن سگ رفت و ملتفت نشد که
مسجد میباشد و اشخاصی را هم که در اینجا مشغول نماز بودند ندیده وقتی که اهل مسجد از او مواخذه
نمودند اظهار داشت که من نه مسجد را دیدم و نه شما را که در اینجا مشغول نماز هستید زیرا که سگ محبوبه
خود را خیلی دوست میدارم پس اشخاص مذکو رآن قدر متوجه خدا می خود نه بودند که مجنون متوجه سگ معشوقه
خود بوده است زیرا که حواسس آنها متوجه دیدن مجنون و سگ بوده است لهذا نماز آنها قیمتی
نداشته است دکتر ها و اطباء بمن میگویند که این اشتغال لا ینقطع علت کلی تمام امراض
من ست و چون من خیلی زحمت میکشم و غذاء خود را هم در اوقات معینه از روی ترتیب صرف نمی کنم
ولی جواب من این است که عشق وعقل و حکمت بهیچ وقت با همدیگر موافقت ندارند چون من عاشق
رفا هیت ملت خود میباشم لهذا ملتفت مشقت خود نیستم بلکه ملتفت رنج و زحمات رعایای خود میباشم
و نمی توانم متحمل اینها بشوم کسانیکه هرگز عشق نداشته نمیدانند که زحمات عشاق چه قدر سخت
و مطلوب میباشد چنانکه یک نفر از شعرا خوب گفته است رنج راحت دان چو مطلب بزرگ
گرد کله توتیای چشم کرگ در طلب رفاهیت افغانستان هر چه آثار تغییر و ترقی مشاهده
می نمایم تند تر عقب آنها میدوم مثل آنکه عاشق بعقب نقش پای معشوقه خود میرود و اینمعنی
زیاد تر اسباب تشویق محبت او میشود که در راه خود ثابت قدم تر باشد و از خداوند مسئلت مینمایم
که در اجراء تکلیفی که از میان سائر مردم مرا برای آن منتخب فرموده است معاونت فرماید
و اکثر مواقع بسبب بدرفتاری رعایای خودم که همیشه مشغول یا غی و دعوا و اسباب چینی برای
یکدیگر میباشند و مخالفت همدیگر خبر های دروغ بمن میرسانند بسیار دل شکسته میشوم آن
وقت باید بجهت تحقیق صحت مطلب رسیده کی نمایم و این فقره اسباب تضییع نصف وقت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
