Machine transcription
فصل اول
میر شاه فیض آبادی دو سه هزار سوار مامور نمودند که محالات اطراف اردوی من وملکه تالقان
را بچاپند سوارهای مذکور بغالطهای بنه اردوی من که بغراولی دویست نفر خاصه دار و پنجاه
سوار محاصلم آدوته بودند تضاً حمله نمودند این اشخاص فوراً قاصدی را نزد من فرستادند که این
قضیه مرا مطلع نماید و خودشان باند از ئیکه مکنشان بود مشغول دفاع شدند وقتی پیغام آنهابمن
رسید فوراً هفتصد نفر سرباز بکمک آنها فرستادم و انها غارت کنندگان را شکست داده شتر و
یا بوهای بنه را سالماً باردو رسانیدند بعد از دو روز این جمعیت یا غی بقلعه هائیکه سکنه آنجا
اطاعت مرا قبول کرده بودند حمله بردند مجدد اًجمعیت زیادی فرستادیم باغیها را متفرق
نمودند و از انها ده نفر اسیر و دویست راس اسپ گرفتند تا مدت سه ماه بهمین نوع زدوخورد
داشتم تا اینکه روزی یک نفر ایشان که یکی از رؤسای روحانی میرهای قتغن بود بمرا
دعوت نمود من دعوت او قبول کرده با سیصد سوار نظام و دویست سوار ردیف بمنزل او رفتم
منزل ایشان مذکور از اردوی من نیمفرسخ مسافت داشت احتیاطاً بدون اطلاع او صد سوار را
بطور پیش قراول فرستادم که بفاصله معینی باطراف منزل او باشند بعد از قدری
صحبت که با میزبان خود داشتم در نتیجه آوردن شام شدند در این حین یکی از سوارهای پیش
غراول من خبر آورد که لشکر زیادی بانها حمله آورده آنها مجبور شده اند اندک اندک
عقب نشینند من فوراً میزبان خود را با پسر هایش اسیر نموده حرکت کردم که بسوارهای خود
ملحق شوم و نیز یکنفر سوار را باردوی خود فرستادم که هزار سوار و یک فوج پیاده و دو توپ فوراً
بکمک من بفرستید بجهت اینکه وقت فوت نشود حکم دادم سوار با تو پچی با وسر بازها تعقب سر خود
سوار نمایند چون دیدم تعداد لشکر یا غی تقریباً ده هزار نفر هستند که بطرف ما میآیند
من جمعیت قلیل خود را بهشت قسمت منقسم نمودم و هر قسمتی را از یک دیگر بفاصله معینی
قرار دادم قسمت بزرگتر را نزد خود نگاه داشتم و چنین حکم دادم که قسمت اول شلیک نمایند
دفاع
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
