Machine transcription
۲۳۶
فصل یازدهم
شورش با نجام رسیده است اکنون احدی پیدا نمیشود که مردم را بشورش تحریک نماید
چرا که هیچ شخصی وجود ندارد بعد از مراجعت (جنرال امیر محمد خان) بکابل او را بمرتبه جنرالی اول
در نظام سرافراز نمودم و حکومت شهر کابل و ریاست وعمارات سلطنتی و ادارات
شخصی خودم را باو سپردم و این بزرگترین امتیازی است که در افغانستان بصاحب منصب
نظامی داده شود حتی از منصب سپهسالاری خارج از کابل هم بزرگتر است و این جنرال شجاع
بجهته فتح نمایانی که کرده بود استحقاق این امتیاز را داشت به مابقی صاحب منصبها ئی که در
اینجنگ خدمت کرده بودند بر حسب خدماتشان پاداش دادم بعضی از هزاره ها استدعا نمودند
آنها را مجدداً بولایتشان مامور نمایم ولی خیال میکنم این شعر مناسب حال من و هزاره ها
میباشد که گفته اند تا تو را دم مرا پسر یاد است دوستی من و تو بر باد است میتوان گفت
این جنگ هزاره ها آخرین جنگ داخلی بود که در افغانستان واقع شد و قویاً امید دارم
دیگر هم جنگ داخلی در این مملکت نبوده باشد چرا که بخیال من فقط این است که امنیّت عمومی و داخلیه
مملکت بسته بتدبیری است که من اختیار نموده ام رعایای افغانستان اینقدر کسب دانش
نموده اند که فوائد امنیت و ضرر جنگ و اغتشاش را میدانند رجای واثق دارم که رعایا
من در زمان آتیه بطوریکه باید و شاید آرام بوده باشند در اینفصل که متعلق بجنگهای داخلی بود
لازم ندانستم تمام زد و خوردهای جزئی را بنگارم مثلاً جنگ طایفه شنواری و قطاع الطریقهای سرحدّی
و (خمار خان جندول) این زد و خوردها چندان معتنابه وند ولی باید دو یا سه زد و خورد هائیکه
بین مامورین من و روسها واقع گردیده بیان نمایم این زد و خورد ها علاوه بر جنگ چخده که
خیلی معتناً و قبلاً بیان داشته ام میباشد
در بهار سنه هزار و سیصد و نه (کرنیل یانوف) همان صاحب منصب روس که در ماه ذیحجه
سنه هزار و سیصد و هشت کاپیتان (ینگ ہسبند) صاحب منصب انگلیس را گرفته بود بطرف شغنان
که ہم ...
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
