Machine transcription
فصل یازدهم
جمعي مطیع حکومت من شدند بقیه آنها را اسیر نموده بکابل آوردم لکن با اسرای کمال مهربانی
پیش آمد نصیحتشان کردم که در آتیه اسباب اغتشاش فراهم نیاورده رعایای مطیع
و باوفائی باشند و آنها را مخلصاً باوطانشان رجعت دادم در بهار سنه هزار و سیصد
هشت بعضی از هزاره با بنامی تاخت و تاراج بمسافرین نهادند مأمورین نظامی من که در
غزنین اقامت داشتند به بعضی از سرکردههای هزاره مخصوصاً بسرکردههای اوزگان
کاغذی نوشتند که اگر رعایای خودمان نمیخواهند آرام بگیرند دول اربعه همسایه این امر
را اسباب ضعف ماخواهند دانست و بدنام خواهیم شد لهذ مصلحت چنین است
شما بیعت پادشاه ما را قبول نمائید و جنگ و جدال را موقوف بدارید چون هزارهها از مدت
سیصد سال رعایای اطراف خود را تاخت و تاراج نموده بودند و هیچیک از سلاطین
قدرت نداشتند آنها را کاملاً آرام نمایند خیال میکردند خیلی قومی هستند و شکست نمیخورد
خود را بقوت خودشان خیلی مغرور بودند از اینجهته جواب کاغذ مذکور را نوشته بیست
نفر از سرکردههای آنها مهر کردند که مضمون مراسله بقرار ذیل بود اگر شما افغانها بقطاً
امیر جسمانی خود مغرورید ما با ستظهار امیر روحانی خود یعنی صاحب ذوالفقار مغرورتر میباشم
(چون شیعه هستند مقصودشان این بود که بعد از خدا حضرت علی میباشد در مراسله مذکور
مدلل داشته بودند که حضرت علی از من قوی تر است شکی نیست حضرت علی پیشوای روحانی
ما و خلیفه پیغمبر ما میباشد و از روح پاک او خیلی استعانت بما میرسد ولی اینهم یقین است
استعانت مذکوریه هیچوقت بمردان شریر و یاغی نمیرسد نیز در مراسله مذکور نوشته بودند ای
مأمورین افغان چرا در مراسله خود اظهار داشتهاید چهار دولت همسایه شما میباشد چرا نگفتند
پنجدولت همسایه شما میباشد زیرا که دولت ما را هم باید شامل میکردید بجهته خوبی و سلامتی خود
تان بشما صلاح میدهیم که باید از ما دوری بجوئید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
