Machine transcription
فصل پانزدهم
ثالثاً این طایفه همیشه حاضر بودند همینکه کسی از خارج تخطی نموده بافغانستان حمله نماید با او ملحق
شوند چون هزارهها خود را شیعه میدانند و دیگران سنّی هستند اعتقادشان این است
که همۀ افغانها کافر میباشند بزرگترین امپراطورهای مغل یعنی بابر پادشاه در اوایل مائۀ
دهم هجری در (توزک) خود مینویسد من نتوانستم مخالفت این طایفه قومی در میدان جنگ بیایم
عین عبارتی که مینویسد این است (با تقسیم مشغول جنگ شدم که شبانه بغتهً بآنهاترک
و زمریخ را متصرف کردیدیم دو وقت نماز صبح برسر هزارهها ریخته کاملاً آنها را کوبیدیم) نیز از تورک
بابر شاه معلوم میشود که هزارهها در آنزمان هم عادی بر این بودند که مسافرین را در معابر یکه خوت
کرده بودند و کسی نمیتوانست بدون مستحفظ زیاد عبور نماید تاخت و تاراج نمایند بجهة اینکه
مطالعه کنندگان کتاب خود را در باب پوشالی هزاره قدری مطلع نمایم اظهار میدارم
که این طایفه در قلب مملکت افغانستان واقع شدهاند و درههای محکم و قلا ل جبال شامخه را
که از کابل و غزنین و کلات غلجائی تا نزدیک هرات و بلخ ممتد است در تصرف دارند
علاوه بر این قطعه بزرگی که در نقطه مرکزی مملکت و بالطبع مستحکم است وطن آنها میباشد
هزارها در تمام مملکت افغانستان منتشر میباشند و بهر ولایت و قصبات و قلعهجات
دیده میشوند در افغانستان مثلی میگویند اگر هزارههای خر بارکش نبودند و از عهدۀ
کارهای ما بر نمیآمدند باید خود مان مثل الاغ کار خود را میکردیم هزارهها طایفه مخلوطی میباشند
که آبا و اجداد آنها از اهالی مستقرات نظامی میباشند که سلاطین مغل احداث کرده بودند
در مائۀ دهم هجری (ابوالفضل) مینویسد (ابوالفضل یکی از وزرای اکبر پادشاه هندوستان
بوده است) که این طایفه بقیۀ قشون مارین خان نوادۀ چنگیز خان میباشند گمان عمومی در
افغانستان این است که اکثر سلاطین که از طرف مغرب بهندوستان تاختهاند رسمشان
این بوده است که اهالی مملکت خود را در امتداد راه هندوستان محل سکنی داده یورت برای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
