Machine transcription
فصل یازدهم (۲۱۳)
صادر کرده بودم که مالیات ولایت غلجائیرا که عقب افتاده بود اخذ نمایند اهالی آنجا
میخواستند مالیات خود را بدهند ششم در مملکتی مثل افغانستان که خزانه اش خالی
پول گزافی بجهة مخارج داخلی نیز بجهة ساختن و نگاهداری استحکامات سرحدات از
مخلتات قویا تمتاجب که مثل لاشخورهامی گرسنه مایند شکار ضعیف خود را بلع نمایند پوش
خیلی لازم بوده تقریبا نصف مالیات تمام مملکت را دولت بمستمریات ملاها و سادات و
اشخاص زیادی که خود را پیشوایان مذهب مینامیدند میدادند اینفقره ضرر بالمضاعف باعث
خرابی وضعف دولت بود اولا نصف مالیات دولتی که این اشخاص میگرفتند بهدر میرفت
ثانیا اینکار مردم را وامیداشت که زندگی خود را به بیکاری بسر برده پول دولت را مفت
از میان ببرند و این انعام بجهة آنها بود که مخلوق در مانده و عاجزی بوده باشند که از وجود آنها
بجهة مملکت یا بجهة خودشان هیچ فایده مرتب نباشد این مستمریهای زیاد را که باری بدوش
خزانه دولت بود بیک کشیدن قلم خود موقوف نمودم و گفتم مواجب فقط باشخاصی داد
خواهد شد که بموجب کفایت ولیاقت خود خدمت نمایند و باید بعضی امتحان بدهند که
استحقاق مواجب داشته باشند باین طریق مستمریهای تمام این اشخاص که خودشان را
محل اعتنا میدانستند با مستمری خانواده موشش عالم مذکور و مستمری اکثر همین موشها را
موقوف کردم و این وجه را بسر بازهای شجاع که بجهة قتل اینگونه موشهای شقی و موذی مستخدم
کرده بودم دادم تا این موشها دیگر نتوانند بطور بی انصافی از مردم اخذ پول نموده خانهای
مردم را سوراخ نمایند این اقدام اسباب هیجان زیاد در میان ملاها و پیشوایان مذهب و
اشخاصیکه خود را اولیا رمیدانستند گردید داد و فریاد زیاد میکردند و شورشی که در باب سنت
در اینموقع مذاکره مینمائیم نتیجه این رفتار اجمالی من بود ولی خوشبختانه در اینشورش همه
موشهارا بکلی تمام نمودم در باب اول اقدامی که کردند در ماه رجب سه هزار و سیصد و سه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
