Machine transcription
فصل یازدهم (۲۰۹)
اگر چه لازم نبود از کابل قشون فرستاده چرا که در هرات و ترکستان قوای لشکری زیاد بقد کفایت
داشتم خلاصه روسها (پنجده) را بتاریخ چهارم جمادی الثانیه هزار و سیصد و دو عنفا تصرف نمودند
چون کسی قوه نداشت آنجا را پس گیرد تا کنون بتصرف روسها میباشد خودم در را ولپندی
با (لارد) و فرمانفرمای هندوستان مشغول مذاکرات بودم همان جیتیکه فرما نفر ماخیال آن
اطمینان بمن بدهد که هرگاه روسها بخاک افغان تخطی نمایند دولت انگلیس از شما کمک خواهند نمود
خبر تخطی روسها و گرفتن پنجده را بخود (لارد دفرن) بکته من فرستاد ولی من شخصی نبودم بهیچان
پایم داینفقره را بکمته آتیه با کمال وقار سر مشق خود قرار دادم در همین سال سه هزار و سیصد
و دو بحیته مطیع نمودن و ملحق شدن اهالی (غلمان) بمملکت خودم که یکی از قلعه های کوهستانی
که بطرف شمال و مشرق (لغمان) که عوام لقمان میگویند واقعست احکامات صادر نمودم
علاوه بر اینکه مایل بودم که اینمردم را رعایای آرام نمایم و آنها را آزادی بدهم بحیته مخصوصی هم برای
مطیع نمودن آنها داشتم و این بود که هر شخصی یاغی میشد یا مرتکب قتل یا خیانتی در اطراف جلال
آباد) میگردید یا بقلعه های کوهستان لقمان پناه میبرد و این کوه راهی نداشت و در واقع
هم با نجامیتوانست برود و سوار هم نمیتوانست بطرف دره مذکور عبور نماید فقط راهیکه بحیته
پیاده رو بود خیلی باریک بود و پرتگاه زیاد داشت و راه مذکور اینقدر تنگ بود که بیشتر از یکنفر
نمیتوانست عبور نماید دو یا سه نفر میتوانستند راه مذکور را گرفته و از بالا سنگ انداخته راه
محافظت نمایند چرا که هر قدر لشکر زیاد می بود فقط یک نفر عقب سرد یگری پیشتر نمیتوانست برود
و این فقره اسباب قوت آنها بود بهمین جهته قبل از این هیچ لشکری آنها را مغلوب نکرده بود
بالشکری که مامور کرده بودم صاحبمنصبهای ذیل همراه بودند (غلام حیدر خان طوخی سپه سالار)
(دوستمحمد خان جبار خیل) که اینصاحب منصب حالا کور است (میر شاکل) که حالا مستخدم است
(محمد کل خان جبار خیل) این شخص در سنه هزار و سیصد و پانزده در محبس فوت شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
