Machine transcription
۲۰۰
فصل یازدهم
فصل یازدهم
جنگهائیکه در زمان سلطنت من فراهم آمده است
چنانچه قبلاً بیان داشته ام در همان سالی که (محمد ایوبخان) شکست خورد با یکنفر از رؤسای
دیگر هم جنگ نمودم و این جنگ با (سید محمود کنری) فراهم آمد (کنر یکی از محالات شمالی و شرقی
کابل نزدیک سرحد هندوستان است (سید محمود) داماد (وزیر محمد اکبر خان) معروف
بود و از اینجهت خود را حامی فرقه (شیر علیخان) میدانست در وقت جلوس من بتخت
سلطنت افغانستان مشارالیه خود را پادشاه کنر که محل حکمرانی او بود اعلان نمود بالای کوه
موسوم به (مادی) که یکفرسخ و نیم از کنر مسافت داشت سکونت اختیار نموده بود وقتی که عازم
قندهار بودم مشارالیه با چهار صد پانصد نفر همراهان خود که از رعایای نمک بحرام من بودند بحجات
من حمله آوردند مشارالیه خیلی احمق بود که خیال میکرد با چهار صد پانصد نفر اشخاص مسلح با تفنگهای
قدیم که با او متفق بودند میتواند سلطنت نماید مأمورین من (سردار عبد الرسول خان) و
(میر شب کل بمقابله او رفتند ولی مشارالیه از جنگ اعتراض نموده مجدد بهمان کوه میترا
کرده با اشخاص جاهل کنری مشغول فساد بشد ماه بانو سیله تعداد زیادی دور خود جمع
نموده بمخالفت من برخواست و اینوقتی بود که پس از فتح قندهار بکابل مراجعت کرده بودم
لهذا (غلام حیدر خان چرخی سپه سالار) خود را با (عبدالغفور خان) مامور داشتم با (سیدمحمو)
جنگ نمایند سپه سالار در میدان جنگ از اسب افتاده پایش شکست ولی عساکر شجاع
من مشغول جنگ بودند تا (سید محمود) را مجبور نموده بطرف هندوستان فرار نماید باین قسم
او را کاملاً شکست دادند و خانهای کسانیکه او را پناه داده بودند آتش زدند در جانسال
سنه هزار و دویست و نود و نه هجری (شیرخان) پسر (میراحمد غلجائی) کاذبانه خود را موسوم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
