Machine transcription
فصل نهم
پسر بزرگ خود ( حبیب الله خان ) را حاکم شهر کابل و (پردانه خان سپه سالار) را بسر کردگی
لشکر مقرر نموده روانه شدم تقریبا دوازده هزار نفر لشکر با صاحب منصبان ذیل با خود داشتم
غلام حیدر خان چرخی سپه سالار ) که حالا فوت شده است ( فرامرز خان سپه سالار) که
حالا در هرات است ( غلام حیدر خان طوخی ) صاحب منصبان دیگر هم بودند که نوشتن اسامی انها
لزومی ندارد تقریبا ده هزار نفر از اهالی طوخی و ( اندره ) وطوایف دیگر در راه قندهار بقاوت
لشکر( ایوبخان) که تعداد آنها تقریبا بیست هزار بود با من ملحق شدند چندین نفر از ملاها فتوای
مذهبی را مهر کرده بودند که امیر عبدالرحمن خان کافر است زیرا که نایب انگلیسها میباشد بعضی
اشخاص میگویند ( محمد ایوبخان ) این ملاها را مجبور کرده بود بر خلاف میلشان این فتوی را
مهر نمایند خلاصه بعد از مسافرت عاجلانه چند روز بقلعه موسوم به (تیموربخان ) که تقریبا یکفرسخ از قندها
فاصله است رسیدم ( محمد ایوبخان ) از اردوی خود که در محل موسوم (پنجپل ) ملا علم ربیع در نخی
قندهار بود حرکت نموده بعسکر شهر قندهار عقب نشست در اواخر رمضان ثنه دو لشکر در شهر کند
قندهار مقابل شدند بسبب چند فقره اشتباهاتیکه قبل از شروع جنگ ( محمد ایوبخان ) کرده بود شکر
او تا یکدرجه دل خود را باخته بودند اولا از شهر قندهار بدا بیرون نیامد که از لشکر من جلوگیری نمای
و بعوض اینکه خودش بمن حمله نماید موقع حمله را بمن داد و از این کار کم جرأتی خود را بلشکر خود ظاه
نمود ثانیاً اشتباهش این بود که شهر قندهار را خالی نگذاشت ثالثاً از قلعه چهل ملاعلم عقب نشست
رابعاً از بدو جنگ تا خاتمه خودش در جنگ حاضر نبود و جنگرا از روی کوه ( چهل زینه ) که نیم میل از
اردو دور بود ملاحظه میکرد همین اقدامات کفنی بود لشکریانش دل خود را ببارند چرا که تیان
ظاهر داشت خودش از داخل شدن در جنگ میترسد خامساً هفت هزار سوار از لشکر خوار
عقب کوه مذکور پنهان کرده بود تا در موقعیکه جنگ خوب مشتعل شود بلشکر سواره خود کم
یورش بدهد ولی مشارالیه این قدر ترسیده بود که لشکر سواره خود را بکلی فراموش کردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
