Machine transcription
فصل هفتم
۱۷۱
شدم عساکر آنجا یکصد ویک توپ بجهت ورود من شلیک نموده از دیدار من خیلی مشعوف شده
دویست نفر صاحب منصبانی را که دشمن بودند بحضور آوردند باین خیال که بجهت خوشنودی
من آنها را بقتل برسانند من اجازه نداده حکم دادم آنها را رها نمایند روز دیگر وقتی مشغول دیدن
توپخانه بودم شخصی نزدیک آمده سلام کرد و خود را بروی پاهای من انداخت تعجب کردم کیست او را
بلند کرده ملتفت شدم که مشارالیه (محمد سرورخان) پسر (ناظر حیدر) است که در سمرقند از نزد
من رفته بود ابتدا مشارالیه خیلی اظهار ندامت از حرکت خود نمود بعد از انکه باو گفتم نترس نسیم
گفت حامل مراسله از کابل بجهت شما میباشم من بچادر خود مراجعت نمودم مشارالیه گفت از طرف
سفیر انگلیس بجهت شما کاغذی آورده ام و از کوه (هندوکش) که در آنجا سردی و برف زیاد بود
عبور نموده ام مراسله مذکور را گرفته کشودم مضمونش بقرار ذیل ست (دوست محترم من سردار
عبدالرحمن خان بعد از تبلیغات رسمیه و آرزومندی مژده سلامتی اطلاعاً زحمت افزا میشود
که دولت انگلیس از استماع اینکه شما بسلامتی وارد قتغن شده اید مشعوف هستند و خشنود
خواهند شد بدانند شما از روسیه بچه قسم حرکت نموده اید و ارادهٔ خیالات شما چیست دوست
شما گریفین صاحب) چون اوّل این مذاکرات من با دولت انگلیس بود خیال کرد صحیح نیست بدون
مشورت با عساکر خودم جواب این مراسله را بدهم و از اشخاص مفسد بیم داشتم که شاید بگویند
چشمی دارم که مملکت آنها را بانگلیسها تسلیم نمایم و این فقره باعث تمامی من خواهد بود و نیز دانستم
موقعی بدست آمده است که بتوانم بفهمم در باب مراودات خارجه ملت من تا چه اندازه اقتدار
بمن خواهند داد لهٰذا مراسله مذکور را بآواز بلند بجهته لشکر خودم قرائت نموده گفتم مشعوف
خواهم شد اگر سرکرده ها در نوشتن جواب این مراسله با من معاونت نمایند زیرا که نمیخواهم
بدون اینکه قبلاً با دوستان تازه خود مشورت نموده باشم اقدام در کاری نمایم و از همه شما
خواهشمندم در نوشتن جواب همرایی نمائید دو روزه مهلت خواستند روز سوم تقریباً یکصد و هفتاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
