Machine transcription
(۱۴۰)
(فصل پنجم)
هندوستان خواهند رفت بامدتا راج مسرور بودند ولی در این موقع لشکر انگلیس کیه
(شیرعلیخان) در (درۀ خیبر) و (کوه شتر گردن) که موسوم به (پیوارتل) میباشد مستاد
شده خیالات روسها را برهم زدند عساکر (شیرعلیخان) چون مشق ندیده بودند مقابله انگلیس
نتوانستند استاده گی نمایند خود (شیرعلیخان) هم ببلخ فرار نمود که چند هفته پیش عیال خود را
هم آنجا فرستاده بود و پسر خود (محمد یعقوبخان) را از محبس بیرون آورده بحکومت کابل
مقرر داشت لشکر انگلیس وارد (گندمک) گردیده از (جلال آباد) با (یعقوب خان)
مشغول مذاکرات شدند (یعقوبخان) (شالکوت) و (خیبر) و (کرم) و (پشکت) را
با انگلیسها واگذار نمود و نیز قبول کرد یک نفر انگلیس موسوم به (لولی کیوناری) در کابل
اقامت نماید در این حین (شیرعلیخان) در راه بلخ مثل دیوانه با تکلم میکرد و میگفت چون افغانها
مخالفت انگلیسها از من معاونت نکردند بروسیه رفته قزاقها را بکمک خود خواهم آورد و در بخارا
افاغنه را با نها خواهم بخشید بعد از مدت قلیلی (شیرعلیخان) در ماه صفر ۱۲۹۶ ه در بلخ فوت
شد پسر کرده ای کابل (یعقوبخان) را با مارت افغانستان پذیرفتند در صورتیکه لشکر
و رعایا راضی نبودند شنیده ام سفیر انگلیس خود را حکمران میدانسته و در کارها (محمد یعقوبخان)
محکم مینموده است اهالی افغانستان از این بلند پروازی سفیر مذکور متنفر بوده بر او شوریدند
بعضی از مردم میگویند این با استصواب خود (محمد یعقوبخان) بوده است و بعضی میگویند
مادر (عبدالله خان) ولیعهد متوفی سه هزار اشرفی (بداود شاه خان) داده بود که مردم را
بمخالفت (کیوناری) برانگیزاند و او را بقتل برسانند تا (محمد یعقوب خان) از امارت محروم
شود و اهالی کابل قول آخری را تصدیق دارند (داود شاه خان) که یکی از طوایف پست
(غلجائی) محسوب میشود در این وقت سپه سالار بوده است زمانیکه طفل بوده در مقام
موسوم (بدم سبز چوپان) بوده و بسن بیست سالگی بکابل آمده مستخدم گردید قلعه در شهر
در اوایل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
