Machine transcription
فصل پنجم
۱۳۸
من میآید بعد از بیست روز روزی مرا احضار نموده گفت لشکر ما بجهت رفتن بافغانستان
حاضر شده است ایا شما هم خواهید رفت من جواب دادم اگر خیال دارید خودتان افغانستان
را بگیرید پس فایده رفتن من چیست و اگر میخواهید افغانستان را بمن مسترد دارید فقط شما
بخودم اجازه بدهید متعهد میشوم با یکهزار پیاده نظام و یکهزار سواره نظام و یک باطری توپخانه
(یک باطری توپخانه شش عراده توپ است) ولایت خود را مجددا تصرف نمایم ولی حالا
مشغول دعا گوئی هستم و بیشتر مایلم در سمرقند اوقات خود را بسواری و شکار بگذرانم وگفتم
از روی حقیقت باور نمیکنم شما میخواهید با همین چند صد نفر بافغانستان بروید زیرا که شما
میدانید اهالی افغانستان مردمان جنگجوئی میباشند و مثل اهالی (اُربنج) نیستند علیهذا یقین
دارم شما مقاصد دیگر در نظر دارید تا بموسم پائیز اقدامی نکردند و مشغول مذاکره بودند
با لشکر بکابل بفرستند یا خیر در این اثنا طاعون سختی در لشکر روس بروز نموده و سربازها
خوف نموده از سر بازخانها فرار کردند ششصد فرغون از سربازهای مریض و قریب الیموت
بموضعیکه بجهت انها علیحده معین شده بود بردند وقتی فرمان فرما میخواست خدا حافظی نموده بکابل
مراجعت نماید من از پیشین گوئی خود با و یادآوری نموده گفتم دیدید بعد از این همه تهیه بافغانستان
نرفتید مشارالیه متقاعد شد که خیال من صحیح بوده است و در اواخر زمستان و اوایل بهار
منتشر گردید که (امیر شیر علیخان) با انگلیسها مخالفت ورزیده و دوستی من او و دولت
روس در تزاید میباشد چندی بعد از این علما واهالی (خوقند) شورش نمودند چیزیکه در انشخ
و قطعه شیرینی است اینست که تقریباً پنجاه نفر از علما و دویست نفر سر کرده های (خوقند) بعضی
شرایط تعهد نموده که بمخالفت حکمرانان خود از دولت روس معاونت نمایند شرایط چه بود ما
نمیدانم این علما و سرکرده ها یکنفر کفش دوز را تغییر لباس داده او را باسم (فولادخان)
که پسر عمومی (خدایارخان) امیر (خوقند) بود موسوم نمودند روسها اسمی از (فولادخان)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
