Machine transcription
فصل چهارم
مرتبه بجهت احوال پرسی بخود آمده بود و باقی اوقات مصروف کارهای شخص خودش بود
روزی قدری زردآلو بجهت عمویم تعارف آورده بودند چون چند روزی پیشتر تب
تب عمویم قطع شده بود استدعا نمودم از خوردن زردآلو که ضرر دارد صرف نظر نمایند
حرف مرا قبول نکرده مشغول خوردن زردآلو شد گفتم شب و روز از شما پرستاری
کردهام و کمتر خوابیدهام مگر همین چند روز که توانستهام قدری بخوابم اگر شما دوباره مریض
شوید باید مجدداً از شما پرستاری نمایم با این تفضیل بشتاب زردآلو را تمام نوش جان فرمود
در این موقع از خیال اینکه خدماتی که در تمام عمر خود نسبت بعمویم کردهام همه رایگان رفته
است و حالا هم کار باینجا کشیده بود که بجهت گذران عمویم اسلحه خود را میفروختم خیلی متغیر
شده از عمویم استدعا نمودم مرا مرخص نماید (بتربت عیسیخان) بروم ایشانهم
مرخصی دادند من هم در یکشب دو منزل راه طی نمودم چرا که بجهت آذوقه همرایان خود پول
نداشتم علاوه بر این گرمی روز هم خیلی شدت داشت پس از ورود بتربت در یکی از
عماراتی که محل اقامت یکی از شاهزادهگانی بود که بطهران رفته بود منزل نمودم و منظری
هم بجهت عمویم تهیه کردم در اینجا یک نفر تاجر هراتی موسوم (بحاجی حسنعلی) که
مدت چند سال در اینجا سکونت داشت نزد من آمده گفت هر قدر پول بجهت مخارج
خودتان لازم داشته باشید حاضر است و اظهار داشت یک لک روپیه کابلی از
خود دارم و دو لک تهران بجهت معامله تجارتی اشخاص دیگر نزد من امانت دارند جواب
دادم بجهت این اظهار شما ممنونم چون نمیتوانم قرض شما را ادا نمایم مجبورم قبول
نکنم ولی در زمان توقف اینجا آذوقه بجهت همرایان خود و علوفه بجهت اسبها با کمال تشکر
از شما میگیرم بعد از شش روز عمویم نیز وارد تربت گردید حاجی مزبور مخارج او را هم
متحمل شد چون لباسهای همرایان مانند رسن و زین و یراق اسبهای آنها هم فرسوده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
