BrowseDurrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān → page 209

Page 209

Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān · pages 1–700


Page image — the source of record

Scanned page 209 of Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān

Machine transcription

(۱۳۳) خود روی فرار بسوی قلعه نادعلی نهاد و پس از وصول در انجا اقامت را موجب زحمت دیده از راه بم و سیستان در ایران نزد شهزاده سلطان محمود بر فت . و درین عزیمت بلا معطل فتح خان میر آخور این سردار پاینده خان بایران بود که نظریات پدر اور ابطرز غداری شهزاده سلطان محمود باثبات رسانید و همگان دانستند که یقیناً گوسر داران مقتول طرفدار شهزاده شجاع الملک می بودند فتح خان چگونم راساً بایران برفت. از عزیمت بلا توقف وی به ایران نزد شهزاده سلطان محمود اندیشه ها و استخبار یهای شکومنت زمانشاه را بحقیقت نزديك گردانید. میان غلام محمد هندی که برویت درویش در اشرف البلاد قندهار می زیست و حجره او مرکز اجتماع و معاهده نفرهای مذکور واقع شده بود پس از مقتول شدن اشخاص دسیسه کار با چند تن از مریدان خود از قندهار هجرت اختیار کرده راه هند بر گرفت و در عرض راه بحکم سردار رحمت الله خان وزیر بقتل رسیده و در نزدیکی درو از هرات شهر قندهار مدفون گشت . مؤلف کتاب عروج بارکزائی گوید : من قرائنا ، مقود و در افغانستان مقبره سردار پاینده خان را دیده که در نزدیکی قریه ذاکر و دریای کوتلی که موسوم است به کوتل ذاکر واقع شده است و اینکه مؤلف سراج التواریخ از قول شاعری ماده تاریخ وفات سردار پاینده خان را دو بیت نقل برداشته است جای تعجب است که میگوید مرقد سردار پاینده خان از نظرها معدوم است و دیگر اینکه از جمله ابیات کتیبه دو بیت را که ثبت تاریخ نموده است تاریخ وفات اورا ۱۲۱۴ ه ق می نویسد صحت ندارد زیرا باستناد قول شاعر معاصر او و سنه مهر وزارت اعظم سردار رحمت الله خان که عهده وزارت اعظم در همین سال بروی اعطا شده است ۱۲۱۳ ه ق منقور است و باید مدفن سر دار پاینده خان در قریه ذاکر بسیار واضح و معلوم باشد نه اینکه بعضی مؤرخان بطور مجهول و معدوم معرفی مینمایند. در قسمت تاریخ قتل چند تن سرداران درانی روایات مختلف زیاد است ولی بعض متونی که فعلاً در زمینه موجود است مفهوم میشود که دستگیر کردن امراء در اول آنقدر شدت نداشته و فکر قتل کردن بر آنها معجل نبوده و حتی در دستگیر کردن آنها طوری خفیف بوده که بعضاً اطمینان حبس را هم نداشته اند و حکم زندان و میل کشیدن چشم را امر احتمالی پی برده اشتند و دیگر نیز قابل دقت است زیرا مؤرخان در جمله هیئت سؤ قصد نام نور محمد خان با بری را قلمداد کرده اند اما از تاریخ مراجعت اعلیحضرت زمانشاه از قندهار بکابل شش ماه بعد تاریخ ورود او بدار السلطنه کابل نگارنده فرمانی بدست دارم که در پای فرمان مهر امین الملک خوانده میشود چنانچه در فصل هئیت کابینه زمانشاه و معرفی رجال متصدیان دوائر سلطنتی زمانشاه درانی پس از سال ۱۲۱۳ هـ ق عکس مهر چند نفر رجال بزرگ آندوره را درین کتاب درج کرده ایم و شاید دیگر نور محمد خان بوده و یا اینکه عوض نور الله خان بابری نور محمد خان نوشته اند زیرا نور محمد خان بابری خسر اعلیحضرت زمانشاه و عزت یافته او بو د و در نقش مهرش نام نور محمد خوانده میشود. نوت: میرزا لعل محمد خان حکیم در اشعار خود از جعفرخان قزلباش چنین مدح میکند: ستاره عزو جاه جعفر خان که پر تو کرم از جبهه اش عیان آراست نظیر بلند ور ساحت است عالیجاه خدای هر چه کند رتبه رفیع سز است چو آفتاب که سر بر کشد ز قوس قزح فروغ پاکی از نور طلعتش پیداست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān, page 209. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0964/209 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0964/209
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record