Machine transcription
۱۱۳
در حملات خود تصرف کرد. عطاءالله خان که دانست امرسنگ از حضور اعلیحضرت احمدشاه غازی بنا بر سیاستی نوازش یافته باید با او از راه صلح پیش آید تا مصدر کینه و نفاق نگردد و از اثر همان رشته صلحی که با عطاءالله خان افغان بر بست امرسنگ در سایه مراحم خسروی دراتی از دست رقبای خود چندین سال در امان ماند و مردم افغان بهاوری که مذکور شد با او آسیبی نرسانیدند.
در عهد سلطنت اعلیحضرت زمانشاه غازی که شهر یا ر میروز سیاستهایی پسندیده جد بزرگوارش را در هر رشته تعقیب و تائیه کردن میخواست نظریه تلفاتی که در حیلات مکرر در سرزمین پنجاب ولاهور بآن نواح داده شد و آن گروه عاقبت اندیش پنجاب را خراب و در هم میکردند برای دفع خسارات اهل هنود چنین سیاست را پسندید تا یکنفر زعیم با عزم آنطایفه را که مطیع سلطنت زمانشاهی و نسبت سائر حکام محلی سگهان بیشتر هوا خواه و در اظهار اطاعت باین دولت خوبتر سبقت جسته باشد بحیث مهاراجه حاکم بقراری و فرمان سرافرازی بنامش اصدار بخشد.
رنجیت سنگ قراری که در ضمن واقعات عصر زمانشاه رقم گردید مذکور با آنکه عمرش در مرحله بیستم زندگانی رسیده بود مگر شخصی بود که مطابق نظریات سلاطین درانی همیشه رفتار میکرد و روش او که از زمان شباب هوای جاه طلبی و فکر بلند پروازی در سر داشت نسبت سائر سر کردگان سگهان اخلاق شایسته ای از خود ابراز میکرد و علاوه به مهابت سنگ دشمن سلطنت درانی عداوت او بیشتر بود در حضور خواست مورد تفقد قرار داد ولی با آنهم اعلیحضرت زمانشاه در سفر اخیر خود بطرف پنجاب تا موقع مراجعت بطرف دارالسلطنه کابل ازینکه موضوع را خوب تحت سنجش قرار دهد کدام اظهاری نفرمود (و شاید برآوردن این نظریه را بفرآینده خود بصوب پنجاب و طرز روش ما بعد سگهان متمرد عملی کردن میخواست در همه حال) وقتی که اعلیحضرت زمانشاه غازی از سبب شورش شهزاده سلطان محمود و اوضاع خلل زای دارالسلطنه هرات وقندهار مصمم عودت باینطرف گردید در موقع عبور عساکر شاهنشاهی از دریای جیلم که آب دریا نسبت سائر اوقات در حال طغیان بود (۱۲) عراده توپ قشون زمانشاه در آب جیلم غرق گردید و چون از غرق شدن توپهای بزرگ که خسارتی در قواء تخنیکی و آلات حربی آنوقت پدید آمد اعلیحضرت زمانشاه غازی ازینکه نمیخواست قشون او بیشتر توقف نماید اراده فرمود تا پس از فرونشستن آب یکی از حکام را به برکشاندن توپهای ثقیله از دریای جیلم مامور نمایند. حین ورود موکب همایونی در پشاور چون قبل ازان عزم داشت مانند راجه امرسنگ شخصی را ازان طایفه لقب مهارجه بخشد درین فرصت استرضاء خاطر خطیر شهنشاه زمان بدان قرار یافت تا رنجیت سنگ را که چندبار در لاهور بحضور اعلیحضرت موصوف بشرف رکاب بوسی حاضر شده و شرائط انقیاد بگردن میگرفت و باسن جوانی ترك وحشت میکرد و مراتب تعظیم وفدویت بجامی آورد لازم فرمود که از میان (۲۳) نفر زعیم مشهور موجوده سگهان آن جوان صاحب رشادت و فراست را در قطار آنها امتیاز
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
