BrowseDurrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān → page 193

Page 193

Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān · pages 1–700


Page image — the source of record

Scanned page 193 of Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān

Machine transcription

(۱۱۹) که محالات بحرانی هزاره جات بین کابل و هرات ضروری و توجه ذات ملوکانه را ایجاب میکرد حین ورود بعرایض و شکایات اربابان و میران و اهالی هزاره جات گوش داده با حوال رعایای هزاره عطف توجه خسروانه بعمل آورد (۱). پس از تنظیم هزاره جات از راه سرچشمه و تکانه و جابریز و میدان بسرعت وارد دارالسلطنه کابل شد وازینجا با تمام آلات حرب مجهز راه پشاور و لاهور برگرفت. طایفه سکهان از خبر حرکت شاهنشاه آگاهی یافته از فرط خوف و حذر منتشر گشته بکوهسار و جنگلها فرار کردند. اعلیحضرت شهنشاه زمان که عظمت و هیبت کامل خود را بالای طایفه مذکور مشاهده کرد دانست که سکهان را بعد ازین مجال تمرد باقی نمانده و می‌باید پس ازین بالای این طایفه قواء سلطنت را از راه معنویت و الطاف تحمیل کرد و محبوسان آنها که در دارالسلطنه کابل پرغمال برده شده اند رها شوند یعنی پس از استرداد نواحی پنجاب و لاهور و تنظیم و تحکیم آن ولانظر به پیشنهاد وزراء مدبر و کارپرد از ان خیراندیش و دولت خواهان سلطنت درانی چنین تجویز کردند تا یکنفر از شخصیت‌های فهمیده سکهان که فی الجمله دارای کفایت و صداقت و شایسته امور ریاست عموم آن طایفه باشد بعهده حکومت لاهور و پنجاب برقرار گردد تا بتواند بخاطر جمع در بین حکومت و رعایای طایفه سکهان با ملایمت وساطت نماید و همچنان یکعده اشخاص دیگری نیز توسط احکام شاهنشاهی برای همرکا بی زعیم ایشان که حسب الامر شاهنشاه درانی برقرار میگردد متوجه امور پنجاب باید ساخت (چنانچه تفصیل آن در آینده می‌آید) تا در همه کارها حسب الصلاح با همی معاضدت نمایند. ولی این سفر اخیر زمانشاه درانی آخرین مراتب قوت و قدرت سلطان افغان را دران سرزمین نشان داد و اعلیحضرت زمانشاه و وزراء او ازینکه تمام اهالی سکهان بکوهسار و جنگل زارهای بعید از آبادی فرار کرده مال و متاع هستی خود را گذاشته گریخته بودند انتهای عظمت و جلال افغان دانسته واپس بصوب دارالسلطنه کابل قصد مراجعت کردند و سلسله گذارش همین سفر است که (سرالفرد لایل بی - سی) در ضمن معاملات دوره امپراطوری افغانستان مینویسد: «بعد از وفات اعلیحضرت احمد شاه درانی شهنشاه بسیا رقابل و با کفایت دیگر زمانشاه» «هم با شد او تالاهور نهضت و جلال نمود اما آخرین حمله او آخرین سلسله یورشهای طولانی» «فاتحان بزرگی بود که از عرصه هفت صد سال بالای میدانهای وسیع» «هندوستان از طرف شمال مغرب تاخت و تازهای ایشان جاری بود.» «سکهان لاهور پس از خلع سلطنت زمانشاه برای بقای خود حکومت قومی خود را استحکام» «دادند و بطوردائم از ولایات آنطرف کوهستان عساکر زیاد در کنار دریای سند می آوردند» «و پس از حملات مهم زمانشاه سکهان از یکطرف خط دفاعی خویش را در کنار دریای سند» (۱) تفصیل معرفی گروه هزاره و این سفر اعلیحضرت زمانشاه درانی از طریق هزاره جات در فصل علیحده زیر عنوان رعیت نوازی زمانشاه درین کتاب درج شده است.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Durrat al-zamān fī tārīkh Shāh Zamān, page 193. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0964/193 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0964/193
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record