Machine transcription
۴۸۳
ملقب به مختار الدوله که درین یورش بحیث سپه سالار قشون اعزامی نسبت سائر وزراء
سهم بیشتر گرفته بود بعمناسبت استرداد شهر لاهور بروی فرمود که درین ایام با سائر وزراء
و کیانر پردازان دولت و سال جشن با شکوه سلطانی فراهم کرده جشن شادمانه بر گیرند
مختارالدوله با تفاق دیگر وزرأ و کار پردازان دولت بر طبق ارشا د خاطر اعلیحضرت زمانشاه
غازی سه شبانه روز جشن گرفت و در هر شب شهر و بازار لاهور را چراغان مینمود (۱).
در اوقات جشن محشبا روزی اعلیحضرت زمانشاه که متوجه امور سیاست بود پا نزده
هزار سوار از عساکر شاهنشاهی دارانی را بقوماندۀ صاحب منصبان ایشان امر فرمود که
بفاصلۀ ده گروه از شهر دور در شب و روز گردش کنند تا اگر مردمان متمرد که بدل عناد
دارند و از اهل هنود فی الحال بسیار مرمز وراند قصد حمله بدیار شهر نمایند پانزده
هزار عسکر محافظ بمدافعة دشمن مجاهدت ورزند .
د رروز دوم از ورود موکب شاهنشاهی در لاهور از جانب قواه پولیس بعرض اشرف
رسید که مردم سکنۀ شهر از هندو و مسلمان دکاکین خود را مسدود ساخته بمانم کده درآمده
اند اعلیحضرت زمانشاه غازی از استماع این خبر بر آشفت و فرمود هر چند مردم این شهر
بمکافات این عمل ناسزاو از ایشان واجب القتل اندو لمی عفو را بگونه امر از عدالت
اسلامی و آئین مملکت داری دور است پس میباید که بر مردم شهر پرداخت جزیه و سرانه
تحمیل دارنذ . حسب الامر والا کارگزاران دیوان اعلی سلطنت محصلان فرستادند تا بشصت
وجوه جزیه را از مردم اهل هنود بستانند .
(۱) شمه ای از اصل عبارت که راجع بهیج و جشن لاهور رقم کرده اند:
شهر را آئین بسته و بازارهارا تزئین دادند بالوان قصب واکون ور نگارگ زریفت
ودیبا دکا کین زیبا کردند .
کوچه هارا جاروب کشیده آب زدند . زینت شهر در نظر نظار گیان خوشتر از
گلشن بهار نمود و زیبائی بازار دردیدۀ تماشا ئیان معطر تر از گلزار در آمد کو چه ها
مانند خیابان باغ زیبا گردید و پشت بامها وغرفها وهجوم تماشائی مانند افلاك پر
از کواکب نمود از گشت طوائف انام خواص وعوام از شهر و نواح در کوچه و بازار
وطاقها ورواقها وراهها وپشت بامها برای تماشا هجوم آوردند و بنظارۀسلاح سپاه از دحام
بسیار از بسیار کردند - قلعه ایست از بدایع صنائع ایزد متعال و حصاری است مصون
از تسخیر و هم و خیال در حصانت ومحکمی کاو نامه ایست از فرمان روایان و در متانت
واستواری اثری است بدیع از کار آگاهان شاه زمان مرغ اندیشه بکنگرۀ تسخیر نمی تواند
پرید وطائر خیال بشرفۀ انتزاع آن نتواند رسید کند و هم بر نعمت بر جش نمی رسید
و منجنیق فکر بدیوار تصاعد آن کار نمی کرد تسخیر آن به نیروی بازوی صور صورت
نمی بندد و کار بستۀ آن جز بصورت اقبال نگشاید تا سامان و آذوق در آن بوده باشد
هر چند لشکر فراوان جزازدحام فرابآن حواشی آنرا فروگیرد ومدت محاصره بامتداد
کشد افتتاح آن در و هم و خیال نمی گنجد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
