Machine transcription
( ۷۹ )
شهنشاه زمان که میدانست بزرگترین سند اسلام قرآن عظیم الشان است و آنها هريك مسلمان اند
لذا عهدایشان را بکمال احترام قبول باید کرد . پس از انجام توثیق هريك را بعطای خلاع فاخره
نيك بنواخت و رخصت مراجعت باوطان ایشان عنایت فرمو تو از رخصت مراجعت بر آن ها که
بدون قید و التزام رهائی یافتند بیشتر موقع مسرت بخشید . و قرارداد که پس از باز دید اخوان
و اقارب و رفع خستگی زحمات سفر و مدتی را سپری کردن
حین وصول فرمان که بنابر احضار شرف اصدار خواهم بخشید
باید حسب الامر بخدمات مرجوعه بدارمعظل رامدارالسلطنۀ کابل برگردید . افسران قبائل
مقیم هرات که اصلا بعزم مقابله کمر بسته و از اوطان خود برخاسته بودند برای انجام معامله و تحریر
مکاتیب معاهده سخن بصفای بقای سلطنت خاتمه داده امر رخصت حاصل کردند . حین وصول بدیار
هرات اول متفقا احتراما طواف مزار فیض آثار حضرات خواجگان چشت را لازم شمرده وارد
آن مقام شدند . در ورود بآن مضاجع بنابر کات عرضهای بر دو نقس عهد با اعلیحضرت
زمانشاه وقبول اطاعت باشهرزاده سلطان محمود در هرات نبشته و صورت تجدید معاهدات
خود را با شهزاده و تردید عهد خود را بازمانشاه بفرض اعتماد و اطمینان بحضور شهزاده سلطان
محمو د تقدیم کردند . متن تجدید عهدنامه اینکه : عهدی که با اعلیحضرت شاه ذیجاه
انعقاد داده ایم از نوع فریب است و ساقط از اعتبار میباشد ( العیاذاً بالله ) زیرا چاکران
شهر زاده ایم و باحدی از شاه و شهزاده دیگری که سوای شما باشد مطیع و منقاد نخواهیم شد.
شهزاده سلطان محمود که پس از هزیمت یافتن و وارد شدن بهرات متوحش و متوهم بود از
این نامه که از جانب چندین بزرگان دیار هرات بروی مواصلت کرد خورسند شد و سپس
کسانیکه در عهد نامه مشترك بعنوان شهزاده سلطان محمود امضا کرده بودند همه را بحضور خود خواسته
و برآنان تاکید کرد تا عهد گذشته خود را مجدداً نسبت بشهرزاده تائید کنند . هیئت قسم خواران ناحق
باز سوگند بر زبان رانده تابعیت خود را بشهرزاده سلطان محمود در انسی مسلم داشتند ولی
پلنگتوش خان که نسبت سائر کسان آنجماعت صاحب عزم و همت بود چنانکه در
عهدنامه حضور زمانشاه سوگند برزبان راند در نزد شهزاده سلطان محمود نیز خود داری
کرد . بعد از انجام توثیق مجدد وقتی که هريك بمساكن خود برگشتند شهزاده سلطان محمود
که از ناصیه حال اکابر دیار هرات وضع دوروئی مشاهده کرد بر حال خود ملتفت شده دانست
که آن طایفه بهیچ عهد و سوگند پابند نیستند و باید بعهد ایشان فریب نباید خورد و نظر بر خطراتی
که در خود احساس کرد والده ماجده خود را که
دختر حاجی جمال خان و خواهر سردار پاینده خان بود با عریضۀ مشتمل بر عجز
و اطاعت والتماس عفو کردار ماضیۀ خویش بحضور اعلیحضرت شاهنشاه در قندهار اعزام
داشت . شهنشاه زمان بنظر بحوصلۀ خسروانه و لحاظ ما در او که باموی سپید عریضۀ سراپا
عذرآمیز پسر خود را از راه دور هرات در قندهار بحضور آورد باستدعای حرم اعلیحضرت
تیمورشاه درانی خطایای شهزاده را بخشید.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
