Machine transcription
(69)
چون گدامحمد خان بکمال استعجال خود را بدار السلطنه طهران رسانید روزیکه
موصوف میخواست بحضور شاه قاجار مواصلت نماید، ایشيك اقا سی باشی
(امین خلوت) طبق مراسم سلطنتی آنعصر دست گدا محمد خان را نی را گرفته با خود
در سرای پرده سلطانی واردشده در برابر شاه قاجار ایستاده پس از ادای تعظیم بگفت :
فرستاده پادشاه افغان بشرف قدم بوسی حضرت بندگان سکندر شان قبلۀ عالم حاضر شده
بمقدم مبارك خاقان جلیل الشان عرض تصدیق مینماید :
گدا محمدخان درانی بجراءت روحیه افغانی دست خودرا ازدست ايشيك اقا سی باشی
امین خلوت بشدت رها کرده در پیشگاه شاه قاجار بالفاظی او را مخاطب ساخت .
شاه قا چار ازین وضعیت متغیر شده به امیر با د دشنام دادن گرفت و ازین عبارت او برای
حفظ سیاست خویش امین خلوت را مورد عتاب قرار داده باو گفت فرستاده پادشاه
را نباید باین لهجه وعبارت معرفی کرد و ازینکه چهرۀ گداخان بس متغیر شده بود
از عبارت زشت امیر پادشاه قاجار نیز برافروخته و در اخیر او را امر زدن فرمود.
بعد از انجام مذاکرات گدا محمدخان درانی نمایندۀ دولت افغانستان نظر به اینکه
آقا محمد شاه از اوضاع شهزادگان تیمورشاهی در هرات - قندهار - کابل - بلوچستان
آگاه شده و بتصرفات سلاطین درانی چشم حرص کشوده و بشاهرخ شاه افشار سلطان
تحت الحمایت افغان دوم شهد ونج وایدا رسانیده بود در اثر پیام اعلیحضرت زمانشاه درانی
و مطالبۀ گدا محمدخان نمایندۀ شهنشاه این مملکت شاه قاجار تخویف و تشوقات بیشمار
دیگری هم در برابر اوضاع گذشته خود که به تصرفات افغانی قدم گزاشته و از شاهرخ شاه
بوساطت چند نفر جواهر قیمت دار را زجراً ستانیده بود طور پیشکش تقدیم کرد .
و از حملات اعلیحضرت زمانشاه که بدافصو بانتظار میرفت اطمینان یافت و از وضعیات
آینده خود واگذار گردیده بتادیه تحفه های گوناگون شرائط دوستی بجا آورد
اما دار مکافات چنان کرد که شاه قاجار بعد از قتل شاهرخ شاه یکسال را بسر
نکرده بپاداش عمل در سال 1211هـ ق در قلعه شوشی خودش باشاره باباعلی خان
از دست غلامی بقتل برسید .
نادر میرزا و پسرش عباس میرزا که تا هنگام معاودت گدامحمد خان از دربار
طهران رفتن خود را در مشهد بدون قوت سلطنت درانی برون از حد امکان میدانست
تا موقع باز گشت موصوف ونزول اجلال اعلیحضرت زمانشاه در هرات بحضور شهزاده
سلطان محمود والی هرات وقت بسر می برد و در ظرف یکسال با کمال راحت و آسایش
در سایه عدالت وحمایت حکام درانی بدارالسلطنه هرات قیام داشت اما یگانه غصه ی
که نادر میرزا بدل می پرورانید او لتر قتل میر محمد مهدی مجتهد بود که او باعث
خرابی سلطنت مشهد شد و پدرش شاهرخ شاه را بدام فریب گیر آورد. و بچنگ
آقا محمد شاه قاجار سپرد و پس از تاراج جواهر و اثاثه سلطنت مشهد بازجر وزحمت
بسیار بقتل رسانید|مگر نظر به توجه فرماندهان درانی نادر میرزای افشارد با آنکه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
