Machine transcription
همراهان سردار احمد خان نورزائی که بیشتر از مردم قومانی و از وابستگان همایونشاه
بودند از بیم آنکه مبادا از قرابت فامیلی و عجز احترام او را به همایونشاه بسپاردند فرار
کرد و به مسافت هشت میلی اسپ راند و بالاخر از کثرت خونی که از جراحت بدنش زائل شده
بود ضعف و بیهوشی بروی مستولی گشته از پشت اسپ بر زمین افتاد و در حالت ضعف
و بیهوشی سردار احمد خان نورزائی ملامحمد حسن یکی از علما و مشایخ آنعصر او را از زمین
برداشته بخانه خویش برد همایونشاه که تا اندازه سه میل راه از وی تعاقب کردن میخواست
چون او را دستگیر نتوانست بسوی قندهار مراجعت کرد.
حین دخول در حصار بزرگ اشرف البلاد قندهار به نقاره خانه سلطانی حکم داد تا
نقاره اجلاس و اجلال همایونشاه را بنوا در آورند همایونشاه در روز سوم آگاه شد که
ملامحمد حسن فقیر سردار احمد خان را در خانه خود برده او را پرستاری و مداوا میکند
همایونشاه که تا این لحظه متیقن بود سردار احمد خان ازین دیار فرار کرده است
شکر تجسس نداشت از استماع این خبر سواران فرستاده سردار احمد خان مجروح را بحضور
طلبید و بعد از احضار وی حکم قتل فرمود
علما - سادات و مشایخ دیار قندهار که بدربار همایونشاه اجتماع کرده بودند مجتمعاً
بشفاعت خون سردار احمد خان حاضر شده حکم همایونشاه را در مورد قتل سردار مذکور
بازداشتند و سردار احمد خان را وادار ساختند تا بعهدی که همایونشاه قناعت نماید متعهد گردد
و علاوه بر آنکه دست تابعیت میدهد از گناه خود نیز تائب شود و سوگند وفاداری پادشاه.
سردار احمد خان با آنکه جراحت شدید در بدن داشت ظاهراً بنام پاداش احسان همایونشاه
که از خون او در گذشت و در باطن از بیم جان که دانست بدون اقرار و اعتراف به وفاداری
حیات او دوباره در خطر مواجه خواهد شد لذا پیمان موکد بایمان در بین قرار داد و گفت
بدون از یاری و اخلاص شعاری همایونشاه راه دیگر نپویم و بجز راستی و صداقت با همایونشاه
کار دیگر ننمایم.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
