Machine transcription
و در آنجا تعمیر سنگر محکم کرد و سردار محمد شریف خان از رود ترنک گذشته
در محال کجبار تا دامن کوه سنگر ساخت سردار جلاالدین خان با مدد خان و دیگر
خوانین به طرف شمال سنگر برپا داشتند. شهریار جهانبگیر از مقر نهضت فرما شده
کوچ در کوچ روی توجه به قلات نهاد و چون سرادقات جلال در موضع سر اسپ شش
کروهی قلات سربهاوج آسمان کشید سردار شمس الدین خان واشک آقاسی بلوچ
خان را به قراولی مقرر فرمود و چون گرمی به شدت بود کوچ شب مقرر نموده قراولان
مذکور بقدر یک گروه به سمت راست در دشت رفته فرود آمدند. در آن شب غفلت
نموده هم در خواب رفتند ناگاه سردار محمد شریف بر ایشان ریخته چند نفر از
آنها مقتول و چند نفر قیدی و صد نفر زخمی کرده رفتند وقراول لنگ ولش واپس داخل
اردو شدند بنا بران کوچ شب موقوف داشته فردا نهضت فرما شده زیر قلات را مخیم
خیام معلی نمود. علی الصباح از دریای ترنک عبور نموده زیر تپه شاهمردان
منزل ساخت به خیال آنکه شاید سردار محمد امین خان عذر پیش آورده صلح جوئی
نماید ازین جهت منزل کوتاه فرمود. فردا ازینجا مذکوره نهضت فرموده وارد کجبار
گردیده علی الصباح روز عاشوره تاریخ دهم محرام الحرام سنه ۱۲۸۲ که همیشه خورشید
سپر شبگیرش از بحر سیمابی برداشته زیب دوش خود ساخت و سیاه کواکب را متفرق
و پراکنده گردانیده در دریای مغرب انداخت
مثنوی:-
صبح که سر زد فلک آفتاب لشکر سیاره فرود شد باب
رخش فلک برق صفت تیز کرد گرم به ره گشت و عرق ریز کرد
از پی کین خسرو انجم هجوم ریخت تفک مهره به شکل نجوم
تواجیاں هر دو سپاه به آرایش رزم گاه برخواسته صفها را چون سد سکندر به ترتیب هرچه تمامتر
آراستند و توپ های صاعقه کردار و تفنگ های آتش بار را در غرش آورده به موجب ان زلزلة
الساعة شیء عظیم از آن زمین در لرزش و اساس زمان در پرش آمد و هر دو لشکر در برابر
یکدیگر چون دشت محشر وامواج بحر اخضر در تموج آمدند جوانان طرفین ومبارزان جانین
آهنگ جنگ عدوان وعزم رزم ومیدان کردند ودست ستیز از آستین توانائی بیرون کشیده
روی به یکدیگر آوردند و دلاوران جهان پناه چون نیزه دست به گوهر حیات اعدا دراز کردند
وماند تیر پای بفرض در خانه فنای مخالفان نهاده آمد وشد آغاز نمودند گاه چون کمند پیچان دست
آرزو در گردن باغیان حمایل می کردند وگاه مانند نیزه و شمشیر خنده مراش بر روی آن روز
برگشتگان می زدند -
مثنوی
چو لشکر به لشکر بر آمیختند قیامت زگیتی در آویختند
سیاه از دو سو بر سر بارگی بجنبید لشکر به یکبارگی
چنان از دو لشکر بر آمد غریو که زان هول دیوانه شد مغزدیو
مخالفان در آن روز در صحرای جنگ چنان ثبات قدم نمودند و کارزاری به روی کار آوردند
(۷۷)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
