BrowseGulshan-i amārat → page 64

Page 64

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 64 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

شتافت سایه وار در پایش افتاده خاک نعلین مبارک را طوطیای دیده رم دیده خلافت ساخت آنحضرت دست رافت بر سرش کشیده بانواع تلطف ورافت واقسام د لداری و عطو فت ویرا نواخته فرمودند که اگر ین تخالف و ضدیت برای عروس بی وفای امارت باشد سه طلاق به گوشه چادرش بسته من بعد رجعت نخواهم نمود بر خواسته تا باتفاق به مستقر خلافت رفته برادر گرامی سردار محمد افضل خان را از بلخ طلبیده بر سریر خلافت نشانیم و کمر در خدمت گذاری وی بسته برای آرامی عباد الله جان میبازیم واگر خود هوا خواه سلطنت باشند حق العال تاج عمارت از سر فرود آورده بر فرقت گذاریم متوجه ازار عبادالله نبایدبود که عاقبتی وخیم دارد و تخم نفاق را در ساحت سینه نباید کاشت که جز بار ندامت واستيصال نخواهی برداشت نه بینی که حضرت آفریدہ گار در محکم تنزيل از خلاف نهی فرموده حيث قال ولا تکونو اکالذین تفرقو واختلفو من بعدما جائتهم البينات واولائك لهم عذاب عظيم از غم خلاف چه نشان متنهدالقواعد بانهدام رسیده و از صر صر نفاق چه کاخهای رصین وحصن حصین خاندان متین از پا در افتاد مصراع « آری به اتفاق جهان می توان گرفت » بعد از گذارش این ماجرا سردار محمد اعظم خان خودرا به شرف انداخته سعادت لزوم رکاب را از دست داد و پسر خود محمد سرور خان را در خدمت وملازمت آنحضرت مقرر نمود آنجناب اگر چه به عین الیقین میدانست که از سرنفاق برنخواسته مهذا للوقت به همین کبار از وی اکتفا کرده روانه کابل گردید بتاریخ شهر ج سنه ۱۲۸۰ ساخت الاحصام را به شرف قدوم مشرف ساخته وعرصه آن ديار فرخنده آثار از لوای ظفر انتمآ گلشن گردیده و دیدۂ اهالی آن بقعه جنت آثار از غبار چشم شهر یار روشن گشت و بزبان افتخار وظائف حمد پروردگار به جای آورده جهت تهنیت قدوم سعادت لزوم لا لى آبدار این مضمون را در رشته نظم کشیده بر سر تعفه و ایثار نثار نمودند بيت المنت لله که آن خسرو دوران آمد به خدا درتن افسرده دگر جان آمد آن سهی سرو که از باغ بیرون آمده بود به تماشای خزان پس به گلستان آمد چون بفر دولت و اقبال در مقر عز و جلال قرار گرفت بساط انبساط عدل گسترانیده بنای تعدی واساس ظلم بکلی ویران گردانید و سران لشکر وروسای عسکر که در ین سفر در رکاب معلی بودند هریک را از انعام پادشاهانه را آرام خسروانه مموشدل ساخته پایه رتبه ایشان را از اوج آسمان و ذروه کیوان گذ را نید و هم در ین ایام پلتن سردار فتح محمد خان که در سفر زرمت ملازم رکاب معلی بود در چاریکار به خدمت او مرسول داشت و چند یوم بعد دوپلتن را به معة چهار توپ افسری جرنیل فریدون خان ومیر آخور احمد خان برای اوفرستاد و حکم قضا، توام به نفاذ پیوست که بتو جه دشت سفید شده در قمع و قلع سردار محمد اسلم خان سعی مشکور بجای آرد از حسن اتفاقات این ایام خجسته فرجام فرار شدن پلتن سردار محمد اسلم خان است مجمل این مفصل آنکه سردار محمد اسلم خان (٥٣)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 64. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/64 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/64
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record