Machine transcription
گل پانزدهم
در ذکر واقعه ناگزیر فوت امارت پناهی ظل سبحانی امیر کبیر بی نظیر
علیین مکان امیر دوست محمدخان علیه الرحمة والرضوان.
نظم
جاوید در زمانه کسی را حیات نیست
پیش گهرشناس خرد عمر جرعه یی است
چون قصد مرغ روح بدار المقام می گشت
ثابت بود که قصر بقارا ثبات نیست
آن گوهریکه در صدف کائنات نیست
از چنگ کار بسته کسی را نجات نیست
بر ضمائر کثیره مآثر فضلای عالم و خواطر فیوض حرائر عقلای بنی آدم محجوب
و مستور نخواهد بود که درین سیر گلشن ناپایدار عهد گلی بصدت خند، افتاد که از عقب
آن خبار ناکامی بنالهام در کدام او بشکست و درین طرب سرای نا استوار پیمان جرعة
به لب که رسید که در آخر بدرد خمار گرفتار نگشت آفتاب دولت کدام صاحب سعادت از افق
بیرق اقبال طلوع کرد که به محنت کسوف گرفتار نیامد و نهال آمال کدام صاحب کمان
میر آرامگاه شمس العارفین ٥٠٠ بر جوی بار نشو و نما بالا کشید که یک بار از تکلیف تند باد حوادث از پای نیفتاد.
بیت
بر جویبار روضه امید تا منم
مهر منیر و زاویه مستتر را
سر سبز و تازه هیچ نهالی نیافتم
بی زحمت محاق و زوالی نیافتم
و نیز در دنیا که محل حوادث و مکان عبارات است منزل گیاه فنا است که آرامگاه
بدو وارباب عقل واصحاب فضل بنا بران بر بنای آن بنا نه نهاده اند ونعیم باقی واجر جهان فانی
ترجیح داده و به حقیقت دانسته که فنای هر موجودی از قبیل واجبات است و بقای هر ممکنی
از مقوله ممتنعات پس مناسب علوشان و رفعت مکان جمعی که از خواص طبقه انسانی اند و به تشریف
الآن اولیاء الله لاخوف علیهم ولا هم یحزنون مشرف شده اند و به خلعت با قیمت
ولواوالا من متیکم آرایش یافته آن می نماید که دار قرار وفضای استقرار ایشان این
تنگنای بی اعتبار نباشد بلکه مناسب آن نوای نامی و سزاوار آن جنس گرامی آن است
که ازین مرحله جسمانی روی به حضائر جنانی ومنازل روحانی نهند هر چند چیز دانند که
غرض از ترتیب این حکایت چیست ومقصود از تمهید این روایت تقریر واقعه ناگزیر کیست
لكن خامه مشكين شمامه كسوت سوگواری پوشیده کیفیت این مصیبت را به این عبارت در
سلك تحریر می کشد که چون عالی جناب امارت مآب امير كبير و اكرم شهیر هرات
در خاطر مبارك مركوز بود و آن از فضل عنایات سبحانی وعون عنایت ربانی به وجوه
احسن به اتمام رسید درین روزها ناگاه اورا برمزاج شریف باری و برطبیع لطیف غباری
و افزود وارروز کیار فتنه کیارعارضه ربو وضيق النفس که از قدیم لازم مزاج و هاج بود
عارض گشته ضعف قوی عروج نمود بلکه امراض دیگر نیز باصب آن حدوث یافت و روز
بروز قوای بشری ضعیف شده روی از جاده اعتدال برمی تاخت وساعت به ساعت انحراف
(٤٣)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
