Machine transcription
سردار جلالالدین خان از شومی افعال شنیع خود در ترس افتاده راه فرار سپرد و بطرف
کراچی عنان گریز تیز نمود حضرت اعلی محمد رفیق خان را با چند نفر خواتین به تعاقب
او مقرر فرمود تا وی را دریافته تسلی داده واپس آورند چون آن گریز پای در نهایت
استعجال رفته و در خوانین تا کراچی رفته بینیل مقصود مراجعت نمودند سردار جلالالدین
خان که پیشتر از محمد رفیق خان در بندر سومیانی رسیده بعد دفعه در کشتی نشسته
روانه عربستان گردید باقی اجرا اش در موضع خود حواله قلم خواهد شد انشاء الله العزیز.
حضرت اعلی در ایام ایالت خود در قندهار بر رفاه رعیت و محو بدعت واعلام شعائر
اسلام و آسودگی انام نهایت کوشش و غایت سعی بسر برده نام نیکو را بر ممر دهور
و امتداد اعوام مشهور گذاشت و از نتایج خیرات و خلوص طویت آنحضرت ظهور کان
طلا است که در ایام حکومت با برکت او در کوه مقصود شاه که بطرف شمال شهر قندهار
بفاصله يك میل افتاده قریب كوتل مورچه بظهور پیوسته و ابتدای
ظهور آن چنان بود که طالب العلمی در ایام بهار روزی از شهر برای سیر کوه
و دشت بیرون رفت چون بموضع مذکور رسید سنگی بنظرش آمد که میدرخشید آنرا
برداشته و ریزه طلای احمر از رگهای آن بیرون آمد طالب العلم از هوس در پیراهن
پکنجیده نزد زرگر آورده بر زرگر فروخت بعد هر روز در معدن رفته چیزی بدست
آورده بر ان زرگر بقیمت ارزان بفروش میرسانید روزی در وقت بیع و شرا با هم در
پرخاش افتاده بر سر یکدیگر زدند زرگر رفته این ماجرا را معروض رای بندگان
حضرت اعلی نمود و به احضار طالب العلم فرمان اصدار یافت چون حاضر گردید قصه را
بی کم و کاست معروض داشت حضرت اعلی آنجه طالب العلم یافته بود به او بخشید کان
را ضبط نمود تا الیوم جاریست در وقت بهار زیاده از دیگر ایام طلا در آن یافته میشود.
القصة چون آن حضرت را مرتبه ولیعهدی بود و اکثر امورات امارت از ملکی و
لشکری موقوف بر احضار او در دربار همایون بود اکثر امورات در ایام غیبت در تعویق
می افتاد علاوه بر آن خدمت حضور بندگان والده ماجد که سرمایه ربح دنیا و آخرت است
دامن گیر آن جناب بود صلاح کار در آن ملاحظه فرمود که در مقربه خلافت حاضر
خدمت سراسر سعادت والد ماجد بوده در مهمات دولت قیام فرماید. بنابران سردار محمد
امین خان و سردار محمد شریف خان برادر اعیانی خود را از حضور لامع النور خواسته
حکومت قندهار را به اول و حکومت فراه و زمینه داور و گرشك را به ثانی سپرد و خود
احرام زیارت کعبه مقصود و قبله پرود بسته روانه مستقر خلافت گردید و چون به شرف
قدم بوسی امارت مآب امیر کبیر فائز گردید پدر مهربان از دیدن او نهایت محظوظ
شده در کنار عاطفت آورد و به بخشیدن خلعتهای گرانمایه ویرا خسروی و سرفراز
در اقران ساخت.
آن حضرت نیز تحف لائق که از قندهار با خود برده بود بحضور انور گذرانیده و
شرف قبول یافت.
(۲۱)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
