BrowseGulshan-i amārat → page 183

Page 183

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 183 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

مثنوی روان شد شه کامران کامیاب ظفر همنان فتح پیش رکاب بعد ازطی منازل وقطع مراحل درغایت عز واقبال ونهايت عظمت واجلال در مستقر خلافت عزنزول فرمود وچون مردم شهر برعزیمت شهریار وهزیمت دشمنان اطلاع یافتند اهالی وموالی اسافل واعالٰی اکابر واشراف صوفیه وسایر اصناف مشایخ وصلحا واهل درس وفتوی برای تہنیت فتح حاضرشده بازارها ح وسرور رونق تازه گرفت واسواق و برزنها را آئین بسته ایام متعدد سرگرم نشاط گردیدند آنجناب بندگان خلوص العقیدت را بنظر مرحمت دیده هریکی را فراخورمراتب مناسب افزود ورعایارا در کنف امن وامان آورده آثار ظلم وجور را مطموس ساخت . بیت گیتی بفر دولت فرمانده زمان شد همجو عرصه ارم وروضه جنان از هرطرف رسیده بمو مژده ظفر از هر مکان شنیده وان نعرۀ امان وسرداران عظمت مداران وا رای عظام را مانند آن یار موافق وفادار صادق وخدمتگار واثق سردار نامدار سردار شیرعلیخان بحکومت خطۀ قندهار وعالیجاه خدانظرخان که اخلاص کیش را سیخ بود بحکومت غزنین وعالیجاه سردار شاه پسند خان را بحکومت حدود بقر وعاليجاه میرآخور احمدخان را بحکومت جلال آباد ممتاز فرمودند و سردار جلادت وشجاعت دثار سردار محمد حسن خان را ازفرط اخلاص کیشی ووفور خدمتگذاری درمیان اقران بمرتبۀ ندیمی ورتبۀ وزیری سرافراز فرمود وعالیجاه خلوصیت انتباه میرزا حبیب الله خان را بعهدۀ مستوفی الملک ازسائر هم جشمان امتیاز داد و سرداران عظمت وشوکت بنیان سردارفتح محمدخانرا حکومت هرات مرحمت فرمود وسردارمحمداسمعیل‌خان را در ترقی مراتب وتزاید مدارج افزود وهلو مراتب ورفوع منازل شان باوج علیا و رفع ثریا رسانید و سردار محمد اعظم و سردار عبد الرحمن چون از چنگ شیران بیشۀ وغا ومبارزان جنگل هیجا نجات یافته بطوریکه برایشان دائمی و قایمی ودیگران رامباد . وارد زرعت شدند درانجا فلاح خود ندیده آرام را محال دانسته در کوه رودهر نهاده درقبیلۀ دوز آرام گرفتند بعد از چند روز که فلاکت شان به نهایت رسید و کسانیکه رفیق راء ادبارشان بودند اکثر متفرق گردیدند ازاقوام کوهی ملاحظه کرده ترك آنجا گفتند و با پنجاه شصت نفر از راه حشوزیر از کوه بزیر آمدندودرملك كاكرستان قطع مسافت نموده تا شال مینان رسیدند ودر خیل حرم زائی که فرقۀ از سادات پشنك است دوشب بسر برده طلب زربطور مساعده ازایشان خواستند چون همون مغلوب بهردر که شد هیچ عزت نیافت . مصروف حال ایشان بود سادات بجواب صاف پرداختند بتاریخ غره ماه ذالحجةالحرام سنه ١٢٨٥ یکهزار ودوسدوهشتاد وپنج ازحاکم پشنک عریضۀ بخدمت سردار ذی وقار شجاعت دثار سردار شیرعلیخان درقندهار رسید که سردار محمداعظم‌خان وسردار عبدالرحمن‌خان وارد محال شال شده اراده رفتن ایران دارندسردار شیرعلیخان (١٦٤)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 183. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/183 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/183
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record