Machine transcription
بسا عیش کز تیر ها تیره شد بسا چشم کز چار ها خیره شد
در ان جای بیرحمی و چشم کین سپر را شده چشمها آهنین
بسرها سر و کار شمشیر بود شفاعت سپر در میان مینمود
سوار و پیاده شده مست جنگ بشمشیر و تیر و سنان و تفنگ
باتش زمین بر زمین سوختند به پیکان فلك بر فلك دوختند
شدند اندران دایره سرخرو که از خون خود گه ز خون عدو
جمیع سپاه از قلب وجناحین رو باعدا آورده شمشیر ها را علم نمودند نخست سردار شجاعت شعار نجلد وقار سردار فتح محمد خان که باسپاه قراء در شب گذشته امر شده بود که برای بند کردن آذوقه و كمك خصم از دریا عبور نماید و ایشان برای انصرام این امر محتم سوار شده مهیا بودند به یکبار دست حرئت از آستین همت افراخته از سمت شمالی جلو انداز در سنگر خصم ریخت و اقر سپاه منصور نیز از چهار طرف متوجه اعدا شده از غرش توپهای آتشبار و غریمن خمپاره های صاعقه کردار که از طرف خصم گاو له ها بسان تگرك نيسان بر سر مبارزان میبارید تزلزل در ارکان زمین افتاد و از فر دولت و شکوه صولت عسکر بهرام سطوت ان زلزلة الساعة لشی عظیم در طاق نیلگون گردون پیچیده طریق سرکشنگی پذيرفت واز شوکت کثرت جمعیت لشکر ضرغام صدمت عرصه جهان فراخ ان ارض واسعه تنگی گرفت مخالفان اگر چه در میدان جنگ ثبات قدم مینمودند و مانند مرغ نیم بسمل حرکة المذبوحی میکردند اما چون پشه و باد بودند هر چند پیش می ایستادند بهلاک نزديك تر میشدند و چون تراش خسك و آتش نیز چندانکه میکوشیدند قوت مقاومت کمتر میگشت آری قطره باران در بنای قلعه هرمان چه اثر خواهد کرد و تنداد صر صر در کوه بدخشان چه نقصان تواند آورد قصه کوتاه دلاوران رزمجوی و مبارزان جنگ خوی از چهار طرف در لشکر خصم ریخته سر معنی قواوا علی ادبار هم نقو را مصدوقه حال اعدا گشته رو بفرار نهادند.
بیت
اگر چه بود سپاه عد و بقوت عاد نسیم رایت شاهی ربود چون صر صر
و نسیم فتح وظفر بر زلف پرچم و رايات قاهره ده بلند اختر بحكم انا فتحنالك فتحا مبينا وزيده رايات نحوست سمات خصم منكوب ومنكوس گردید و پشت از معرکه گردانیده رو بهزیمت نهادند وقومی از پی هزیمتیان رفته اموال وغنایم بسیار گرفتند.
نظم
چو آن بدسگالان هزبیت شدند سپاه نبی نباز از غنیمت شدند
و خلقی کثیر بمعاونت تقدیر دستگیر شده از آنجمله سردار محمد عزیز خان نادر ثانی و سردار محمد عمر خان و سردار بهرام خان سر کردگان فوج نحوست موج بودند.
بیت
غزالی که جوید نبرد پلنگ شود خاک از خون او لاله رنگ
برخی بدون حرکت دست و پا از راه آب هیرمند بدشت عدم رفتند.
(۱۳۹)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
