BrowseGulshan-i amārat → page 131

Page 131

Gulshan-i amārat · pages 1–209


Page image — the source of record

Scanned page 131 of Gulshan-i amārat

Machine transcription

از امنا در افتاد و عالیجاه رفیع جایگاه اخلاص کیش صدق و خدمت کندار واثق سردار شاه پسندخان بارک زئی که در بهادری و دلاوری ضرب المثل اهل افغان بود با سپاه جرار خود حمله آور گردیده چنان شجاعت نمود که از رستم و اسفندیار بظهور نرسیده كه بيك حمله حیدری کرده خصم را پس پا کرده بر توپ اعدا استاد چون تاب مقاومت آن شیر بیشه دلاوری در احدی از امرای خصم نبود بناچار سردار شجاعت شعار وسرور جلالت و قار سردار محمد اسماعیل خان با سپاه فراوان وپلتن بی پایان بمقابله آمده ها لیجاه موصوف را زخمی نموده از توپ رو گردان ساخت و در اینچنین حالت که آن دو گروه فتنه كيزين و دو حشر فتنه آئین با یکدیگر در آمیخته بودند وبارگی بر انگیخته بیکبارگی خیز می‌نمودند سردار یا مروخان تو و محمدخان بیکران جلادت در میدان مبارزت را نده باسپاه رزمجو با میمنه خصم دست در گریبان گردید و بیاد حمله آتش بیکار افروخت . مثنوی بکف تیغ بالای توسن دلیر یکی برق بالا یکی برق زیر بقصد ستیز و خیال نبرد به پیکار اعدا بر انگیخت گرد سپاه خصم چون دلیری و مردانگی آن دو تهمتن ملاحظه نمودند بیکبار چون امواج بحر اخضر و بسان افواج روز محشر در تموج آمده از اطراف و جوانب چون فرقه یا جوج و از راست وچپ چون گروه ماجوج رو بمعرکه گاه آوردند و دهان توپ های نهنگ کردار که عالمی را بدمی فرو میکشید وا کرده گلوله های بم و زیر چون تگرک باریه و تفنگ اندازان قدر قدرت در انداختن مهره ها شبیه ابر بهاری و بارش ژاله میغ آذری بظهور آورد و چون حضرت اعلی کثرت اعداملاحظه فرمود رخش فلک سیررا پیش رانده فرمود تارزم آزمایان قول بمدد آن دوشیر بیشه بهادری شتافته نهنگ آمون نورد در لجه دریای هیجا رانده کشتی حیات دشمنان را در غرق آب هلاک اندازند بنابر اشاره علیه سردار میر افضل خان با جمعی از سران سپاه و دلاوران دلیری انتباه بازوی مجادلت به شمشیر مقاتلت افراخته و بمدد آن دو شهسوار میدان جلادت رسیده پای همت فشرد شمشیر اعداء شکاف بر فرق خصم ناانصاف زبان ستیز دراز کرده آیت ان الموت الذی تفرون منه فانه ملا قیکم میخواند و مهره تفنگ از صفحه جنگ از غایت غضب مضمون یدرکـم الموت بمسامع دشمنان میرساند و گلوله توپ و خمپاره جرعه درد افزای کل من علیهـــا فان بحر يقـان عرصه میدان میچشاند وخنجر سوسن کردار بصد زبان به فحوای لقد تقطع بينكم بگوش مبارزان میشنواند . مثنوی سواران ز هر سو بهم ریختند بکف تیغ هادر هم آمیختند سرافشان شده تیغ گردن کشان چوبرگ خزانی ز باد وزان زمین و زمان گشته پرخاش جوی ز خون در هم افتاده بسیار جوی القصه از طرفین آتش محاربه وقتال و شرر شعله جدال بنوعی اشتعال یافت که شجاعت رستم دستان (۱۱۲)

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Gulshan-i amārat, page 131. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0963/131 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0963/131
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record