Machine transcription
هیچ سبب نیازمند در گاه الله را از معنوی صاحب گرد کدورت بر خاطر نیست خلیفه را
رخصت انصراف ارزانی فرموده عقب آن يك روز خود هم تشریف فرمای کابل شد
وچون سردار فتح محمد خان روانه کابل شد سردار عبدالرحمن خان بغوری آمده
توقف ورزید وسردار ولی محمدخان راچون اسباطمین بود که مبده فساد ترکستان سردار
فیض محمدخان شده عمل شنیع برادر خود ویرا در بیم وهراس انداخته بنای فساد گذاشت
ومحرك سلسله بغی وعناد شد حضرت اعلی در توذك مبارك نوشته که نیازمند در گاه الله
وادر باب سردار ولی محمدخان ازین حرف ها هیچ بخیال خود نبود بلکه ویرا برادر صادق
ودوست موافق خود میدانست لیکن اورا اطوار برادر خود در خوف انداخته از پاداش
حركت های او ترسید انتهی لهذا درخانه هر کس شب رفته وباشخاصی که مستعد فساد
انگیزی بودندعهدبست ورفیق راه وشريك بغی نمود ومبلغ کثیرا صرف اینکار کرد تا که
سردار محمدرفیق خان را که معتمد الدوله بود واختیار تمام امورات سلطنت در قبضه او نهاده
انالیق، شاهزاده والا تبار سردار محمدابراهیم خان شهریار جهانگیر ویرا مشیر ومعین
امورات سردار محمدابراهیم خان کرده بلکه بجهه سردار فتح محمدخان نیز یرلیغ همایون
بدین مضمون فرستاده بود که امورات سفر ترکستان تعلق بسردار محمد رفیق خان دارد
وهرچه اوحکم نماید مطیع فرمان اوباشي وازهمان قرار عمل نموده تخلف از رای او نکند
وسردار محمدابراهيم خان را مطیع امر او ساخته بودنیز از راه برده شريك بغى وسركشى
اوشد وسردار ولی محمدخان که سردار محمدرفیق خان را در پنجه فرمان خود دید ناظوره
مراد را در کنار خود دانست و چون آدم رشید ومرد معتبر بدون شیخ میرخان جرنیل
در کل سپاه نماند که گرفتار دام اوشد مشارالیه را نیز بلطايف الحيل بخود کشیده هــم
عهدخود ساخت درین وقت زمره فساد کیش وفريق بغاوت اندیش تقویت یافته بنای فساد
بظهور رساندند اول سردار محمد رفیق خان بترك امر الا ولا عز وولی نعمت گفته در
سفر ترکستان تعطیل پیش گرفته و بقیه دلمرها بر روی کار آورد که سال به آخر رسیده
و آذوقه در ملك نمانده وسپاه وسبب سفر قندهار ذلیل شده و تا آخر سال در کابل بسر
برده اول بهار انجام سفر نموده روانه ترکستان می شویم و کبار اهل بغی را با تمام میز ساختم
وچون معتمد الدوله بود کسی را چون وچرا نماند وعقدۂ سفر حل نشد چون هراس وبيم
سردار ولی محمدخان بعرض اشرف بندگان امارت پناهی رسید فرامین متواتر مشتمل
بر تسلی بنام او اصدار یافت متنبه نگردید علاوه بر آن مرغ هوس استقلال حکومت در
آشیانه دماغش بیضه نهاده حلوای مراد را در دیگ سردی پخت تا آنکه شبی زمره مفسدین
درخانه سردار ولی محمد جمع شده مصلحت بران نمودند که کارخود باتمام رساند ونقشه
افساد را چنین صورت دادند که سردار فتح محمدخان به بهانه گرفتن تنخواه سپاه خود از خزانه
عامره بقندهار بحضور اشرف اقدس بفرستند و شاهزاده را قید نموده سردار ولی محمد خان
را بر تخت نشانده بیادشاهی بردارند و شیخ میرخان جرنیل که مختار کل سپاه پلائن بود باعطای
مبلغ پنج هزار روپیه دلاسا نموده هم عهد ساختند سخن را بر این تمام داده از هم رفتند چون
نمك حرامی عاقبت وخیم دارد ونمك حرام روز نمی از ایام نقیده هم در آن شب نمك کیان خود کرده
(۹۱)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
