BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 9

Page 9

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 9 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

جلد دوم (۲) نظم مبارك ای هنرمندان که امروز مهیا، سرمه اهل نظر شد زهی مجموعه فرهنگ و دانش که در عالم ز مقبولی سمر شد مختصر سخن بعد از انکه بسرعت خداوند صاحب تاج و تخت افغانستان گردیدند این بود که پنج روز مردم کابل از سپاه و فقراء بولك بولك فوج فوج بحضور آمده مبارك باد میکردند و بازمی گشتند تا اینکه روز جمعه در مسجد جامع جمع آمده نماز جمعه را بادا رسانیدند بعد ازان خطیب بالای منبر برآمده خطبه را بنام نامی سرکار اشرف اقدس امیرمحمد اعظم خان خواندند وسکه دولت خداداد افغانستان را بنام نامی شان زدند چون از همه امورات سلطنتی فارغ شدند بعداران روزی چند بعیش و عشرت و کامرانی بر تخت فیروز بخت نشستند و داد عیش و کامرانی دادند اکنون سرکار ذوی الاقتدار ممالك كشتر سر کار امیر محمد اعظم خان و سردار عبدالرحمن خان را بدار السلطنه شهر کابل بگذاریم چند کلمه سخن از رویداد امیر شیر علیخان شنویم زیرا که گرفتار چرخ فلك است لهذا قبل ازین تحریر شده بود که سرکار اشرف به امر سردار فیض محمدخان از لاچاری در حدود پنجشیر در لشکرگاه توقف داشتند وقت ازانی که سردار فیض محمد خان پیش جنگ شده در قلعه اله داد خان مقابل سردار خداداد سردار عبدالرحمن خان بجنگ رفتند و سر کار امیر شیر علیخان را در بونه معطل کردند سرکار والا باوجود خرابی و شکست پی درپی که دیده بودند باز هم شیر شرزه را بنظر نمی آوردند ازین جرأت سردار فیض محمد خان بسی کدورت آمیز شدند زیرا که این چنین زبونی را بعمر ندیده واصلا بخود قیاس نمیکردند بنابران غریق دریای حیرت بودند و بهر جانب بيك خیال را جولان میدادند لا کن راه چاره را مسدود میدیدند عاقبت بخنده شدند و شکر کردند بدرگاه خداوند و تضرع نمودند بعد فرمودند . مصرع. دمرد زیرك چون بدام افتد تحمل بایدش : باری بعد از فکر بسیار بصوابدید خدمتگاران حضور که همه فسائی بودند در لشکرگاه باتفاق قلیلی لشکر باز ماندند لاکن بعد از فرصتی که تحمل کرده بودند به یکباره جنون بر طبیعت سرکار مستولی گردید از جای جستند با همین لشکر قلیل بجانب قلعه اله دادخان بسرعت روانه شدند با وجودیکه از نیت فاسد سردار فیض محمدخان کماحقه می دانستند اما طاقت زبونی را سزاوار شأن وشوکت خود ندانسته مائل بجنگ شدند در نیمه راه رسیده بودند که قضیه قتل سردار فیض محمد خان با شکست لشکر شنیدند و شکست خورده را ملاحظه فرمودند از مشاهده این احوال متفکر مانده گاه از کج رفتاری فلك می خندیدند و گاه غمگین می شدند و افراد شاعر را در باره سردار فیض محمد خان خواندند . فرد دهقان سال خورده چه خوش گفت با پسر کای نور چشم من به جز از کشته ندروی خلاصه کلام ساعتی توقف کرده با خاصان حضور مشوره کردند و فرمودند که تدبیر اینکار چیست سرکار والا را بخاطر می رسد که با همین لشکر قلیل ولشکر شکست

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 9. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/9 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/9
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record