Machine transcription
( ٥٣ )
از بین برداشته و نفاق را تازه نمودید هر چند که سر رشته اتفاق بود لا کن بندگان ما را فریب دادید
اکنون تدبیر از دست رفت و کار حواله به تقدیر است کمر را مردانه بسته و دشت سفید که بندرگاه
است مستحکم کنید و پایگاه را نیز با خبر باشید که از حضور لشکر فرستاده شده و یقین
دارم که عنقریب سرکار امیر شیر علی خان از کابل حرکت کرده چون سیل بیکران
بام دریای لشکر خواهد آمد و کار بمقابله و مقاتله خواهد انجام یافت .
چو خصم قصد تو کرد از برای دفع ضرر
بچه وجهد بکوش ار بعقل مقهوری
که گر مراد بدست آیدت بکام رسی
و گرنهم نرسد آن زمان تو معذوری
خلاصه سخن چون لشکر فرستادن سردار محمد افضل خان در حدود با جگاە اشتهار یافت
و بندگان امیر شیر علیخان صریح واقف شدند و ظاهر گردید که سردار محمد افضل خان
فریب غمازان و فتنه انگیزان را خورده اتفاق را از میان برداشت و راجع به نفاق شد
ناچار شده سردار محمد علیخان را بحضور طلب کرده امر کرد که لشکری در خور جنگ
با جگاە آمادە و تیار کنید که روز پنجم با همان لشکر ظفر اثر شما را سر کرده ساخته
میفرستم که در با جگاە رفته بدم لشکر ترکستان مقابل شوید و خودداری کنید تا بندگان
اشرف اقدس سرشته لشکر خود را کرده از دنبال خود را بتدایر سازد زیرا که سردار کلان
فریب دوست نادان آماده جنگ است و در حدود با جگاە سنگر زدە خودداری میدارد .
دوستی با مردم دانا نکوست
دشمن دانا به از نادان دوست
دشمن دانا بلندت میکند
بر زمینت میزند نادان دوست
دشمن دانا از بازارد ترا
گر بیازارد ترا نادان دوست
ارجمند هر چه زودتر رفته در مقابل دشمن تقابل ورزید بهتر است زیرا که دشمن را
بحال خود نباید گذاشت و سرزنش باید کرد سردار دلاور که سالار لشکر و صاحب اختیار
افواج ظفر اثر بودند بحضور پادشاە بدو دست ادب عرضه داشت کردند که فرمان .
فرمان سرکار است لا کن هرگاە غلام را عفو دارند بحضور مبارك عرضه داشت میدارم
اول از فضل خداوند دوم با قبال پادشاە قوی شوکت جميع لشکریان آمادە و تیار است
انتظار فرمان است که از حضور انور امر بخدمت شود دیگر معطلی ندارد ازین عرضه داشت
سردار عالی بندگان سرکار خرسندی کردند و فرمودند که ای فرزند چکو، لشکر آمادە
و مکمل است زیرا که تا حال از حضور سرکار بشما امر نشده است سردار عالی مقدار
عرضه داشت کردند که غلام از حرکات سردار محمد اعظم خان میدانستم که عاقبت چنین
خواهد شد زیرا که کاکای بزرگوارم سردار کلان شخص خداجوی و صاف دل وصاف
اعتقاد است عاقبت بفریب سردار محمد اعظم خان و سردار محمد اعظم خان رفتار خواهد
کرد از آن سبب غلام متوجه لشکر شده انجام دادم اضاف بر آن اشخاش دانا و هوشیار
در ترکستان فرستادە متوجه حرکات آنها بودم و يوماً فيوماً از رویداد شان آگاه
و با خبر بودم حال امر و فرمان از حضور سرکار است بعد از آن بندگان اقدس فرمودند
که با قدری لشکر جرار زودتر عازم با جگاە شوید و در با جگاە بدم لشکر ترکستان
خیمه و خرگاه بر پا کنید و متوجه خود باشید و جنگ بر پا ندارد به بینه پیر خود را و لشکر
خود را نگاهدارید زیرا بندگان سرکار با برادر بزرگ خود سردار محمد افضل خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
