Machine transcription
(١٩٦)
بزرگ و كوچك كه قتل عام گرديده و افغانستان بخاطر كمتر دارد بخاطر آوردن و جزواً
جزءاً دريافت كردن و بشرح نوشتن كجا چنانچه يكسال كامل شب وروز را فرق نكرده
چقدر زحمات را بخود گرفته تا اينقدر اسباب بزرگ را جمع آوردم و هر كدام را
بموقع در جايش ثبت كردم و در قيد تحرير و ترقيم در آوردم اما عجب دارم كه با اين
كوتاه فكرى وعقل ناقص كه بخود ملاحظه مى دارم پيوند سخن چگونه ادا كنم فكرم
نمى آيد مگر از عقل اميدوارى نيست راه خدا مال الله داده شد ندانم چه حكمت است
و چه حكمت خواهد بود لاكن چه توانكرد لباس از كار خانه تقدير باين كس عطا شده
ناگزير لوازم اين لباس را بجا آوردن و شكر اين لباس كردن اساس رضامندى را
استحكام دادن است احمدالله والمنه كه از فضل مرحمت حق سبحانه و تعالى واز مددگارى
خاتم النبيين وختم المرسلين سيدكونين وفخرالياسين
محمد مصطفى صلى الله عليه وآله واصحابه اجمعين .
و اهل بيت طاهرين ختم يافت و تمام شد كتاب تواريخ پادشاهان متاخرين افغانستان
بعون الله تعالى بفضلك وكرمك يا اكرم الحاكمين ويا ارحم الراحمين لهذا اميدوارم كه
مقبول طبع خرد مندان ودانش وران ودشموار پسندان و خوانندگان و سامعان گردد
اما مامول از بزرگان ونكته گيران وخرد مندان وخوانندگان مجالس بل التماس از
ناظرين آنكه به عين صلاح ملاحظه فرمودند بر غلطى كه لازمه طبع انسان خصوص
منجيل اين نادانست در اصلاح آن كوشند و از عين انصاف پوشيده سازند كه از شاخاز
كارى روزگار وزمان كهن سالى و جلاى وطن ودست تهى در مدت يكسال در شهر سمرقند
در قيد تحرير وترقيم در آمد غرة شهر ذى الحجةالحرام ١٣٢١ .
هر كه خواند دعا طمع دارم زانكه من بندۀ گنهكارم
راه دنيا چو بد بود ياران هر كه بر حق رسيد با ايمان
من كه اميدوار دار از حق احسان باش دائم امن بر شيطان
اكنون شرح فقرة از رويداد باقى بود خواستم كه در قيد تحرير و ترقيم در آوردم قبل
در تاريخ سنه يكهزارو سه صد و بيست وشش هجرى كتاب تواريخى از پادشاهان افغانستان
نوشته ختم كرده بودم بعد از ختم آن بمرور ايام چندين رويدادى بخاطر آمد كه داخل
كتاب مذكور نشده بود متحير شدم ومتفكر ماندم كه حيف از چندين زحمت كه رايگان
رفت و كتاب ناقص ماند چنانچه مدتى در پريشانى گذشت عاقبت بخود خطاب كردم كه
ازين اندوه وغم چه حاصل خداوند عالم بزرگ است ترك اندوه و پريشانى كرده رجوع
كنيد بكتاب ثانى زيرا كه قوه نوشن باقى است هر گاه خداوند خواست و عمر طويل
عطا كرد وقضيه ديگر از تقديرات ازلى دست نداد انجام مى يابد وانشاالله تعالى ختم
مى گردد وهر گاه پيك اجل در رسيد اختيار بخداوند است هر چه از دست ميرسد
نيكوت اين بود كه تكيه بر ضماير الهى كرده رجوع بكتاب ثانى كه تواريخ پادشاهان
متاخرين افغانستان است نمودم باهزار اشغال روز گار ومددكارى پروردگار در مدت
يكسال كامل از ابتدا تا انتها با رويداد از قلم ماندگى كه سابق بخاطر نرسيده باقى
مانده بود همه را داخل كردم وبمرحمت خداوندى ختم نمودم چون در كتاب اول شش غود
نوشته بودم آنرا نيز در كتاب ثانى درج كردم تا بيادگار بماند
انجام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
