Machine transcription
(۱۷۴)
شدیم البته فرزندان بندگان اقدس نور چشم و نور دیده بندگان عالی است و از فرزندان خود بدرجه مکرم تر و عزیزتر میدانم اظهار کردن بندگان عالی بشمایان باعث آن است که گواه حال باشد و بحق شما را شاهد گرفته و انشاء الله تعالی بدو سه یوم از مزار شریف حرکت فرما میشویم و فرزند خود سردار محمد اسمعیل خان را بترکستان مامور فرمودیم که بطریق رفتار بندگان ما با شما مردم رفتار نیکو بدارد و باشما امر میکنم که در غیب بندگان ما اتفاق طلب نشوید و از نفاق دوری کنید و اتفاق را از دست ندهید و دوست دارید که موجب ترقی دولت ورضا مندی بندگان ماست اکنون شمارا بخداوند عالم سپردم امید وار دعای شما دایم الوقت میباشم خلاصه کلام بعد از بیانهای بسیار که محرر کتاب حاضر بودم و شنیدم لاكن خلص آنرا تحریر کرده والا سخن بسیار گفته شده اما سزاوار تحریر نداشت تقریر نکردم وواگذار شدم این شد که بندگان سردار محمد اسحق خان بعد از اظهارات مطلب نامزد ایمل دیوان شدند و نشستند و فوج فوج مردمان بحضور آمده مبارك بادی کردند و چهل و یکتوپ از بالاحصار مزار شریف شادیانه زدند و در تخته پل نیز جرنیل محمد حسن خان پنجاه و یکتوپ بصدا در آوردند بعد از آن امر شد که روز چهارم از مزار شریف حرکت فرموده در کورمار خیمه و بارگاه بر پا داریم چنانچه روز چهارم که ساعت يك پنداشته بودند از مزار شریف حرکت فرماشده در کوره ارسرا پرده ها زدند و لشکرها فرود آمدند لاکن سه روز دیگر بجهته بعضی امورات در کورمار توقف نمودند و قضا را اخبار وحشت انگیز از جانب میمنه رسید که لشکرهای میمنه که بگفته جرنیل شربت خان خیلی خدمتگار ونمك حلال حضور بندگان عالی بودند سر شورش برداشته بفتنه انگیزی پسر میر حسن خان والی از دولت ترکستان روگردان شده خود را بدولت هرات بسته بودند و جرنیل شربت خان که از طرف بندگان سردار محمد اسحق خان جرنیل وفرمان فرمای لشکر میمنه و اندخوی وسرپل بودند و در باب لشکر میمنه جرنیل مذکور بغار کمال خود چنان می پنداشت که گویا لشکر مذکور غلام زرخرید و مخلص با اخلاص بجانب ترکستان باشد و جرنیل شربت خان بعمر و و لشکر میمنه فرود بند ان او محسوب شود هفته نمی گذشت که اخلاص لشکر میمنه را جرنیل صاحب به عقل ناقص خود بمزار شریف بحضور بندگان عالی نمی فرستاد و توصیف بسیار نمی نمود عاقبت اخلاص لشکر میمنه ظاهر شد که جرنیل خود را که شربت خان باشد و از لشکر میمنه امید بسیار داشت محبوس کرده بعد از محبوسی بقتل در هرات رساندند و شرط اخلاص را بجای کرد ندوا فسران لشکر میمنه که قبل از آن در مزار شریف آمده عهد و قسم کرده و ایمن مرخص میمنه شده بودند در حدود پل چراغ واقعه لشکر را شنیدند لاچار معطل ماندند و بجهته لشکر میمنه نامه فرستادند لشکر مذکور با فسری نخواستند وجواب دادند که شما افسری با سردار محمد اسحق خان قسم کردید حق افسری بمایان ندارید چون افواج میمنه از شما افسران مسرورند بنا بران بحق و راستی سخن کردیم و شما را اطلاع دادیم هرگاه روانه میمنه شوید بطريق جرنيل شربت خان باشما افسران رفتار خواهم کرد و محبوسى بجانب هرات خواهم فرستاد اینست که حق رفتار نیکوی شما و نمك خوارگی خود را بشما ظاهر ساخته اطلاع دهی نمودیم اکنون بشما یان لازم که بدولت سردار محمد اسحاق خان سر را قدم ساخته خدمت کنید باری چون افسران لشکر میمنه از افواج خود مایوس شدند در پل چراغ چندی معطل ماندند و مدتی در آنجا بودند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
