BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 426

Page 426

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 426 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(151) پادشاهان متأخر جلددوم یکصد سال گذرد. بعد ازان در دشت ارژنه حكم شهادت را امر كردند. نایب غلام حیدر بسخنهای ولیهای كذاب و منافق عمل كرده مست ومدهوش گردیده لغو صد ق دانستند وبسی كار های خلاف شریعت وحكومت كردند. ازین رهگذر ملكی ونظامی ازوی كناره گرفتند همه در جای دیگر تحریر میشود فقرة دویم حركت نادانی نایب مذكور از فقرة افضل تر آنكه سردار محمد سرور خان مرحومی پسر محمد اعظم خان مر حومی كه پادشاه زادة افغانستان بودند بقتل رساندند و پاس نمك نكردند و عقل خودرا كار نفرمودند كه پادشاه و پادشاه زاده ها وجود یكدیگر میباشند وفرقی ندارند. مختصر اینكه محرر كتاب در جمیع امورات غلام حیدر حا ضر بودم ظاهر جلد آدم باطن برعكس آن چنانچه خود نایب غلام حیدر در مجالس ها بنیاد میكردند كه مرا گاومی شاخ می نامند یقین كه قول مذكور صدق بود و چندین درجه بنظر بصیرت ملاحظه شدخلص كلام سردار سلطانمراد خان كه حاكم قطغن بود از كردار بد نایب غلام حیدر فرمان برداری نمیكرد نایب غلام حیدر محمود خان برادر زادة خودرا با لشكر بسیار بجنگ مذكور در قطغن فرستادسردارسلطانمرادخان باندك كرو فری روی بر تافته فراری شد و محمود خان قطغن را تصرف كرد وخبر فتح را بمزار شریف فرستاد همان روز خبر فتح رسید كه غلام حیدر با لشكر تخته پل جنگ كرده شكست یافته بود چنانچه راه بخارا پیش گرفت ازین قضیه محمود خان برادرزادة غلام حیدر شنیده خود را مقتول كرد ازانطرف بندگان عالی سردارعبدالرحمن خان از رستاق حركت فرماشده بتوكل خداوند كمر بتسخیر خان آباد بسته عازم گردید. در بین راه خبر قتل محمود خان برادر زادة نایب غلام حیدر و انتشاری لشكرها رسید بعدازان بسرعت تمام خودرا درخان آبادرسانیدندولشكری كسان بحضور والا مطیع ومنقاد گردیدند وازفضل خداوند بند گان خدا یگان صاحب اقبال شدند وبرتخت سلطنت حكمرانی درخان آباد برقرار وبردوام نشستندبعدازان مردم سپاه وفقراء فوج فوج بحضور می آمدند وسلام میكردند ونوازش میدیدند. باری چون خبر ورود بند گان شهریاری در كابل رسید وشهرت یافت وگوشزد انگلیس شد گویا لشكر فرنگی حیات تازه یافتند محمدسرور خان نام كه سابق خدمت گار حضور بند گان عالی بوده ودر كابل زند گانی میكردند افسر فرنگی نامبرده را دستیاب كرده در خان آباد بحضور بندگان شهریاری فرستادند والتماس ورود دارالسلطنه كابل كرد ند ودر ورود كابل خیلی تضرع نمودند زیرا كه خود انگلیس درقلعة شیرپور بقید وبست تمام بوده ازدست غازیان بزحمت بسیار وگرسنگی بی شمار روز را بشب میرساندند.این بود كه محمد سرورخان بحضور شهریاری رسیده نامه فرنگی را دادند و چگونة كه زبانی التماس كرده بود نه بعرض بند گان شهریاری رسانیدند بعد ازان بفرج قالی وفرخنده حالی ازخان آباد حركت فرماشده نصرمن الله وفتح قریب بزبان مبارك جاری ساخته عازم دارالسلطنه كابل شدند تا اینكه مع الخیروالعافیه در قلعه حاجی صاحب رسیده بفتح وفیروزی فرود آمدند بار دیگر افسران انگلیس كه از گرسنگی بجان آمده بودند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 426. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/426 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/426
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record