BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 415

Page 415

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 415 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

جلد دوم (١٤٨) خلق بسیار را نداشت و ندارد شهر کهنه ازان فقراء ورعیت باشد تا باسودگی زندگانی دارند وبفراغی و خاطر جمعی عمر گذرانند چنانچه مدت هشت سال به تعمیرات شهر جدید که شیر پور نامیده اند شب وروز کوشیدند صاحب اختیار کل حسین علی خان سپاه سالار بودند ومتوجه بودند لاكن بدرجه باغیری می کردند که احدی اینقدر سرشته داری کرده نمی توانستند هر روز پنج شش هزار نفر استاد کار ومرد کار بمزدوری کار میفرمودند پخسه دیوار قلعه را فیلهای سرکاری یومیه لگد می کردند تا پخسه های سپاه سالار پخته میشد تا نی بدیوار بیامر سالار پخسه میزدند زمانی که دیوار تمام شد گویا از سنگ ریخته گی بهتر ظاهرا بود حقا که قلعه خدا آفرین و حصاری متین و شهر عظیم بنا نمودند چنانچه عرض دیوار شش زرعه شاه بود و از درون پیوسته بدیوار برای توپخانه و پلتن و رساله و غیره عمارت چوبی ساخته بودند وچنان ستونهای بزرگ پیوسته بهم انداخته شده بود که توپ ولشکر از بالای بام چوبی میگذشت در بینابین چوبی اشخاصی که بودند واقف نمی شدند از مضبوطی ستون و پیوسته با هم بودند لاکن سرکار امیر شیر علی خان در تمام شدن قلعه مذکور خیلی ساعی بود اما خواست خداوند نبود و در مدت هشت سال سه طرف دیوار با چوبی های افواج و بعضی عمارات سرکاری تمام شد و یکطرف دیوار باقی ماند که زوال دولت خدا داد رسید و آرزوی سرکار در کار قلعه انجام نشد و ناقص و نیم کاره مانده . فرد هر چه دلم خواست نه آن می شود هر چه خدا خواست همان می شود لهذا بعد ازان که خرابی دست داد سر کار اقدس سردار محمد یعقوب خان را جا نشین کرده روانه ترکستان شدند فلک کجرفتار فرصت نداد که شهر مذکور بامر سردار محمد یعقوب خان انجام پذیرد بهمین اصول نیم کاره ماند این بود که فرنگی بسر دار محمد یعقوب خان بد عهدی کرد و داخل افغانستان شد و سردار مذکور که بجای پدر امیر شده بود با عیال و اطفال هندوستان فرستاد وخود فرنگی وارد کابل شد و در همان قلعه جدید که سد سکندر ساخته شده بود با یک و بیست هزار لشکر جنگی فرود آمد و چندين دفعه با غازیان مقدمه کرد گاه شکست می خورد و گاه فتح می نمود و خود را در میان قلعه متین نگاه می داشت چنانچه چندی درون قلعه از ضرب دست غازیان حصاری شد عاقبت از طفیل دولت خداداد پادشاه عظیم الشان سرکار امیر عبد الرحمن خان از حصاری نجات یافته راه هندوستان پیش گرفت که انشاء الله تعالی در وقتش تحریر کرده خواهد شد مختصر سخن در سال دوازدهم سلطنت بدولت پادشاه قوی شوکت امیر شیر علی خان شکست از هر طرف افتاد چنانچه قبل ازین از مرگ ولیعهد و صدر اعظم و ایشک آقاسی شیر دل خان تحریر گردید لهذا در هنگامی که ایشک آقاسی شیر دل خان در قید حیات بودند و بامر سرکار امیر شیر علیخان فرمان فرمائی ترکستان وقتی از دولت روسیه چند سر کرده بزرگ بعنوان دوستی در لب دریای آمو آمده بخدمت ایشک آقاسی شیر دل خان که بمنصب لوی نایبی سرافرازی داشت نامه فرستادند و التماس مزار شریف رسیدن و ملاقات نمودن را کرده خواهش کردند که زود تر بخدمت رسیده شود لوی نایب صاحب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 415. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/415 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/415
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record