BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 380

Page 380

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 380 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۱۳۱) پادشاهان متاخر و خیلی شخص دانا و دلاور و صاحب شجاعت و عاقل و صاحب تدبیر اضافه بر آن بزرگان دیگر که هر يك صاحب نام و نشان بسیار بودند و سزاوار مقابل شدن با سردار محمد یعقوب خان بودند باید میفرستادند و صاحب اختیار جنگ میکردند آنهمه مردان کجا شدند که سزاوار جنگ شدند و نوبت بمیرزا رسید سخن مشهور و معروف است که مردمان کابل میگویند ده نفر میرزا و يكنفر هندو مقابل است هر چند که خود محرر کتاب هم میرزا میباشم لا کن از سخن حق نباید گذشت مثلا میرزا کجا و صدای یکتوب شنیدن کجا، تا نوبت بجنگ و جدل چه رسد اکنون ای محرر کتاب ازین هرزه گوئی و هرزه درائی چه حاصل بس کن چرا گیاه از آسمان و گیاه از ریسمان سخن ساز میکنی و قلم دوزبان را بفریاد می آید از اصل مقصد سخن ساز کن تا زودتر کتاب شاهان ختم شود و نام نيك حاصل آید خلاصه کلام لشکرهای هرات را بسر کردگی میرزا احمد خان در مقابل شاهزاده بلند اقبال و پادشاه زاده افغانستان سردار محمد یعقوب خان بجنگ فرستادند اما شاعر میگوید . مصرع ! زهی شان وزهی شوکت زهی جاه - بهر حال سردار فتح محمد خان بسر کرده لشکر اعنی میرزا احمد جان امر کردند که يكذره ملاحظه دشمن را نکرده بمجردی که مقابل شدید جواب سردار محمد یعقوب خان را بضرب توپ و تفنگ بدرستی داده نگذارید که قدم خود را نزديك بهرات بگذارد جناب میرزا احمد جان بهمین اراده با هزاران شوکت و شان از شهر هرات برآمده با لشکر ماموری بجانب دشمن روانه شدند در منزل اول فرود آمدند و خیمه و بارگاه برپا کردند و سرا پرده های مخمل وزردوزی زدند و افسر بزرگ جناب میرزا صاحب کلاه تکبر بر سر در صدر مجلس باهزار فخر و مباهات نشسته و افسران لشکر چون پروین بگرد ماه جمع آمده هر يك با دیگری صحبتهای برادرانه مینمودند و هم افسر بزرگ بسند بزرگی تکیه زده بودند لاکن بزرگان حضورش کمتر سخن میکردند و در بین خوف ورجاء میگذراندند اما چگونه بزرگان و چه نحو افسران که هر کدام مسند نشین پادشاه و صاحب تکلم و اشخاص صاحب کنکاش اضافه بر آن جنگ دیده و جنگ آزموده الحال در حضور میرزا صاحب از سخن با زمانده و قریب شان کمتر از سایر سپاهی و در مجلس چون شخص بی جان نشسته اند لهذا ازین رفتار و ازین کردار میرزا صاحب جمع افسران که هر يك خود را رکن سلطنت میدانستند طاقت نیاوردند اما چون منزل اول بود صبر کردند تا اینکه سه منزل طی کردند و حرکات جناب میرزا صاحب در خودرانی و مغروری یومیه افزون شد آخر الا مر جمله افسران عریضه بحضور سردار فتح محمد خان فرستادند و جواب حاصل کردند به اینموجب : (فرمان سردار فتح محمد خان در جواب افسران و سرکردگان) عاليجاها عزت نشانا عريضه شمایان از حضور گذرارش یافت لا کن نگارش می یابد که مقصد شمایان و چشم امید شمایان به بندگان عالی میرزا احمد جان که هم یمکی پادشاهان متاخر ۱۰۰ مجلد عزیز احمد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 380. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/380 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/380
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record