Machine transcription
یاد شاهان متاخر
(۸۳)
خارجه بدوستی دولت افغانستان ، كيفيه مقصده دولت بهیه در دو ستی ودولت خدا داد
سردكار ظاهر كردن بجميع دول ها بدون ازین دیگر مطلبی نخواهد بود خلص كلام
چون نامه دولت بهیه بحضور پادشاه قوی شوکت امیر شیر علیخان منظور شد بعد ازان
شهریار عدالت پرور جميع بزرگان ووزیران ومشیران دربار را با بزرگان ولایت که
مركدام در باب امور دنیا داری و تدبیر جهان داری خود را چون افلاطون زمان
میدانستند بحضور فیض گنجور طلب کرد در باب رفتن هندوستان و التماس دولت انگلیس
مشورت کردند و سه روز مهلت داد در روز چهارم جمیع ارکان دولت باتفاق رفتن را
صواب ديدند و مشورت رفتن بعرض همایونی رسانیدند لہذا چون اتفاق بر فتن شد بعد
ازان رجوع به تدارك و تهیه اسباب سفر خیریت اثر هندوستان نمودند و در مدت چهل
روز که قلیل زمان شمرده می شد آنقدر سرشته و سامان سفر و تهیه و تدارک آن انجام
یافت که از عقل بعید بود زیرا که این سفر بزرگ شمرده می شد و لوازمات آن بباید
موافق همچنان پادشا جلیل الشان مثل کمپانی بهادر انگلیس که خود را بزرگ دول
های دیگر میدانست انجام یابد بخصوص که حضور بندگان سرکار که فرمان فرمای
دولت افغانستان نام دارد بموافق شان وشوکت خود حرکت فرمایند از همه افضل که
پایه دوستی و سلسله محبت ورابطه قدیمی را از نو سرسبز و خرم میسازند حرکتی نمایند
البته بايد كوه كبك شاهانه و رفتار بزرگانانه و شیوه ملوکانه بعمل آورده شود
خلاصة كلام بعد از انجام یافتن اسباب سفر خیریت اثر که میسر شده بود و از حضور
سركار گذارش یافت خاطر خطیر اقدس والا از همه امورات آسوده گردید بعد ازان
بساعت سعید و روز نيك دولت و اقبال وشان وشوكت از دارالسلطنه شهر کابل حرکت
فرما شده در حدود سیاه سنگ که نیم فرسخی از شهر دور است خیمه و بارگاه و سرا
پرده های زر نگار وقبه های زرین قبا برپا کرده و ملازمانی که برکاب ظفر انتساب
ما مور سفر بودند و بهريك سرشته فرموده بودند رمنزل مذکور از نظر کیمیا اثر
گذراندند و منظور حضور شد خصوص زرگان حضور که مامور سفر بود. بهر کدام
ار نقد وجنس نوازش شاهانه نمودند چون از خدمتکاران حضور تا طرة ط ایگلی
جمع گردید بعد ازان افواج نظامی را از توپخانه وپلتن و رساله و دیگر خدمتگاران
کم پایه که داخل رفتن سفر بودند همه را منظور و از جامه خلع احسان مسرور گردانیده
از حضور سر افراز نمودند چنانچه تمامی لشکر رکابی چه نظام و غیر آن چهار هزار
سوار وپیاده بر رکاب همایونی مامور هندوستان بودند لهد چون از ملازمان و خدمتگاران
رکابی خاطر بندگان سرکار بکلی جمع شد بعد سردار محمد يعقوب خان و سردار
محمد اسمعیل خان پسر سردار محمد امین خان که برا در زاده سر کاروالا بو بحضور
طلب کرده اول مرحمت و مهربانی ثنائی وعظ ونصايح ثالث سردار محمد يعقوب خان
نايب السلطنه وسردار محمد اسمعیل خان نایب مذکور امر فرمودند و دیگر بزرگان حضور
که مامور کابل بودند بمعیت سردار محمد يعقوب خان ترغیب نمودند و بهريك نوازشات
شاهانه و سفارشات بزرگانه کرده وخاطر مبارك را از هر خصوص جمع کرده روز دیگر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
